عضویت در تلگرام مجله تفریحی ایران ناز,عضویت در تلگرام,عضویت در تلگرام ایران ناز
دکترجمیلیان متخصص ارتودنسی دارای فلوشیپ تخصصی جراحی ارتودنسی
بلیط هواپیما
دکترجمیلیان متخصص ارتودنسی دارای فلوشیپ تخصصی جراحی ارتودنسی
بلیط هواپیما
دکتر زهرا سعادتی،متخصص جراحی عمومی،لیزر،خدمات زیبایی،هموروئید،شقاق
دکتر زهرا سعادتی،متخصص جراحی عمومی،لیزر،خدمات زیبایی،هموروئید،شقاق

اس ام اس عاشقانه ناامیدی

اس ام اس عاشقانه ناامیدی

اس ام اس عاشقانه ناامیدی

از یک گوشه ی اتاق به گوشه ی دیگر سفر می کند …

تمام فاصله اش تا من همیشه همین قدر است …تنهایی!

اس ام اس افسردگی

نوشته می شود :زندگی
خوانده می شود :تنهائی
و معنای آن مرگ است

اس ام اس افسردگی

گفتم غم تو دارم
چیزی نگفت و بگذشت
حافظ خوشا به حالت
یارم گذشت و یارت
گفتا غمت سرآید

اس ام اس افسردگی

بعضی حرف ها را نباید زد
بعضی حرف ها را نباید خورد
بیچاره دل چه می کشد میان این زد و خورد !

اس ام اس افسردگی

می گویند درد را از هر طرف بنویسی درد است
نمی دانند که اگر درد را از طرف تو اگر بنویسند شعر می شود !

اس ام اس افسردگی

دلت را هنـــگــامــی غم مـی گیــرد
که نــگــاهــت به دستـــانِ گـــره خورده ی
دو آدم،
خیـــره مـــی مـــاند!

اس ام اس افسردگی

سرگرمی ام شده گرفتنِ فال حافظ و من خسته از جواب های تکراری :
“غم تمام می شود”
“غصه نخور”
“مشکلات حل می شود ”
و …
دلم می گیرد، چرا حافظ نمی داند بی او هیچ چیز تمامی ندارد جز این زندگی ؟!

اس ام اس افسردگی

اگــــــــر مـــے بــیــنــــے هــنـــــــوز تــنــهــــــام …
بـــــــﮧ خــــــاطـــــــــر عــشـــــق تــــــو نــیــســـت !!
مــن فــقـــــــط مـــــے تــــــرســـــــم ؛
مــــے تـــــــرســـــــم هـــمـــــــﮧ مــثـــــل تــــــو بـــــاشــــــنـد . . . !

اس ام اس افسردگی

همیشه از آمدن ن بر سر کلمات می ترسیدم
ن داشتن تو
ن بودن تو
ن ماندن تو
کاش اینبار حداقل دل واژه برایم می سوخت و خبری میداد از ن رفتن تو

اس ام اس افسردگی

ا دستان خالی از دنیا خواهم رفت
نباید نگران باشم چون حداقل با دلی پر میروم

اس ام اس افسردگی

خدایا ببخش که امانت دار خوبی نبودم
دلی که داده بودی شکست !

اس ام اس افسردگی

بدترین درد اینه که،
مخاطب های گوشیتو چک کنی
و بخوای با یکی درد و دل کنی
ولی . . .
هیچکس و پیدا نکنی . . .

اس ام اس افسردگی

حسرت
یعنی رو به رویم نشسته ای و باز خیسی چشمانم را
آن دستمال خشک بی احساس پاک کند