عضویت در تلگرام مجله تفریحی ایران ناز,عضویت در تلگرام,عضویت در تلگرام ایران ناز

عضویت در تلگرام مجله تفریحی ایران ناز,عضویت در تلگرام,عضویت در تلگرام ایران ناز

دکترجمیلیان متخصص ارتودنسی دارای فلوشیپ تخصصی جراحی ارتودنسی

بلیط هواپیما

دکترجمیلیان متخصص ارتودنسی دارای فلوشیپ تخصصی جراحی ارتودنسی

بلیط هواپیما

مصاحبه و معرفی سه همسر داریوش اسد زاده (عکس)

مصاحبه و معرفی سه همسر داریوش اسد زاده (عکس)

مصاحبه و معرفی سه همسر داریوش اسد زاده (عکس)

 

به گزارش ایران ناز مرحوم داریوش اسد زاده بازیگر پیشکسوت تئاتر و سینما صبح روز یکشنبه 3 شهریور ماه در منزل خود درگذشت . وی دارای مدرک دکترا از آمریکا بود .

 

داریوش اسدزاده متولد ۱ آذر ۱۳۰۲ در کرمانشاه بود .او به بازیگری تئاتر، فیلم و سریال ایرانی و نویسندگی کتاب میپرداخت.

 

وی در ۲۰ سالگی وارد عرصه بازیگری شد و سال‌ها در مقام بازیگر، نویسنده و کارگردان در تئاتر تهران (نصر) فعالیت کرد.

 

در ۱۹ سالگی عاشق دختر همسایه می شود ولی هیچ وقت به او نمی گوید و این عشق نافرجام میماند .

 

مصاحبه و معرفی سه همسر داریوش اسد زاده (عکس)

 

جوانی داریوش اسد زاده

 

همسر اول داریوش اسدزاده نوه احمد شاه قاچار و دختر ایراندخت بود . در واقع آقای اسدزاده داماد ایراندوخت محسوب می شود .

 

همسر اول داریوش اسدزاده هما شاهرخی نام داشت او نوه احمدشاه بود

 

مصاحبه و معرفی سه همسر داریوش اسد زاده (عکس)

 

همسر اول داریوش اسدزاده / ازدواج داریوش اسدزاده با نوه احمدشاه

 

هما شاهرخی یکی از طرفداران داریوش اسدزاده بود و همیشه برای تماشای تئاتر های او می رفت .

 

او به اسدزاده درخواست ازدواج داد و او درخواست ازدواجش را قبول کرد .داریوش اسدزاده و همسر اولش هما شاهرخی در بیست و هفت سالگی با یکدیگر ازدواج کردند.

 

ولی پس از هفده سال زندگی مشترک، از آنجایی که صاحب فرزندی نشدند از او جدا شد.

 

مصاحبه و معرفی سه همسر داریوش اسد زاده (عکس)

 

داریوش اسدزاده و پسرش / عکس قدیمی داریوش اسدزاده

 

همسر دوم داریوش اسدزاده سهیلا غزلی نام دارد .داریوش اسدزاده و همسر دومش سهیلا غزلی دو پسر بنام های کوروش و آرش دارند .

 

از هفت هشت سالگی بچه هایش را به آمریکا برد آنجا درس خواندن و ازدواج کردند .پس از مهاجرت به آمریکا، به دلیل مسائل خانوادگی از همسر دومش نیز جدا شد.

 

مصاحبه و معرفی سه همسر داریوش اسد زاده (عکس)

 

داریوش اسدزاده و همسر سومش طاهره خاتون میرزایی

 

مصاحبه و معرفی سه همسر داریوش اسد زاده (عکس)

 

همسر سوم داریوش اسدزاده / طاهره‌خاتون میرزایی همسر داریوش اسدزاده

 

همسر سوم داریوش اسدزاده دکتر طاهره خاتون میرزایی است .او ماما بازنشسته است .

 

داریوش اسدزاده و همسرش در یک مهمانی با یکدیگر آشناشده اند .داریوش اسدزاده در سن ۷۶ سالگی در سال ۱۳۷۸ با طاهره خاتون میرزایی ازدواج کرده است و با وجود بعضی از اختلاف نظر ها هنوز نیز در کنار یکدیگر زندگی می کنند .

 

در ادامه مصاحبه ای کوتاه از داریوش اسدزاده و همسرش طاهره خاتون میرزایی مربوط به سال ۸۶ را می خوانید :

 

مصاحبه و معرفی سه همسر داریوش اسد زاده (عکس)

 

چند سال است ازدواج کرده‌اید؟

 

میرزایی: ۸سال.

 

دعوا هم می‌کنید؟

 

خیلی زیاد (می‌خندد)، نه گاهی! همیشه که نمی‌شود دعوا کرد.

 

قهر هم می‌مانید؟

 

میرزایی: نه، اهل قهر نیستیم.

 

اسدزاده: همان موقع همه چیز تمام می‌شود.

 

سر چه چیزهایی دعوا می‌کنید؟

 

سر همه چیز.

 

اسدزاده: همسر من خیلی نسبت به نظافت خانه حساس است.

 

مصاحبه و معرفی سه همسر داریوش اسد زاده (عکس)

 

میرزایی: سر آشپزی و نظافت، من خیلی حساسم. روی نظافت خانه خیلی حساسم! دلم نمی‌خواهد هیچ‌وقت خانه کثیف باشد.

 

اسدزاده: خیلی وسواسی است، من را کشته.

 

میرزایی: آره، من خیلی حساسم. خب، نمی‌توانم از این حساسیت‌ها هم دست بکشم.

 

با این حساب، آشپزی خانه با کیست؟

 

میرزایی: با من که نیست.

 

مگر دستپخت‌تان بد است؟

 

میرزایی: نه!

 

اسدزاده: اصلا آشپزی بلد نیست. تخم‌مرغ هم بلد نیست درست کند. آشپزی‌های خانه با من است. نقش‌ها را تقسیم کردیم، آشپزی افتاد به من!

 

مصاحبه و معرفی سه همسر داریوش اسد زاده (عکس)

 

شما در خانه چه می‌کنید؟

 

میرزایی: من کارپرداز خانه ام.

 

همسر یک هنرمند بودن سخت است؟

 

خیلی.

 

چرا؟

 

چون برنامه‌ریزی ندارد. با یک هنرمند نمی‌شود برنامه‌ریزی کرد. به آدم سخت می‌گذرد، از این نظر.

 

فکر نمی‌کردید این قدر سخت باشد؟

 

چرا، خودم را آماده کرده بودم. می‌دانستم.

 

کجا آشنا شدید؟

 

در یک مهمانی، یکی از همکارهایم…

 

شغلتان چیست؟

 

ماما بودم و الان بازنشسته‌ام. هر دوی ما را به آن مهمانی دعوت کردند و آنجا همدیگر را دیدیم.

 

اسدزاده: بعضی‌ها جواب این سؤال‌ها را نمی‌دهند؛ ولی او همه چیز را گفت.

 

روزهایی که آقای اسدزاده سر کار نمی‌رود را چطوری می‌گذرانید؟

 

صبح که بیدار می‌شویم با هم حرف می‌زنیم. معمولا صحبت‌هامان به جر و بحث می‌کشد (می‌خندد). جدول هم خیلی دوست دارم، خیلی وقت‌ها جدول حل می‌کنم. گاهی هم کتاب می‌خوانم.

 

دلیل جر و بحث‌ها چیست؟

 

به هر حال، اختلاف سلیقه و عقیده هست دیگر. گاهی می‌گویم برویم بیرون یا برویم قدم بزنیم، می‌گوید حوصله ندارم.

 

مصاحبه و معرفی سه همسر داریوش اسد زاده (عکس)

 

سر صحنه کار آقای اسدزاده هم می‌روید؟

 

گاهی سر صحنه می‌روم.

 

تعریف خانم میرزایی از خودش چیست؟

 

در مجموع آدم آرامی هستم و سعی می‌کنم کاری به کار کسی نداشته باشم. هر چیزی هم که برای خودم می‌خواهم برای دیگران می‌خواهم. سعی می‌کنم حسادت هم نکنم.

 

‌آقای اسدزاده، شما چه تعریفی از خودتان دارید؟

 

جوان‌های قدیمی که الان پیرمرد شده‌اند، همان حال و هوای قدیم را دارند. یک مدل روحیه مردسالاری در ما مردهای قدیمی هست. من هم این روحیه مردسالاری را دارم. من یک پیرمرد قدیمی‌ام با روحیه مردسالاری. از کار خانمم خیلی ایراد می‌گیرم چون خیلی از نظرهای ایشان مورد قبول من نیست.

 

(مثل اینکه سر رنگ کابینت با هم تفاهم ندارند. همان لحظه خانم‌ام میرزایی آرام می‌گوید رنگ کابینت را قهوه‌ای بزنیم و آقای اسدزاده می‌گوید سفید.)

 

دیدید، این هم شاهدش. نظرهای همدیگر را قبول نداریم. اختلاف نظر داریم. تا اندازه ای هم سعی می‌کنیم هر دو کوتاه بیاییم.

 

کارهای آقای اسدزاده را با هم می‌بینید؟

 

بله.

 

از کارشان ایراد هم می‌گیرید؟

 

(می خندد) فراوان.

 

جاهایی که خیلی خشن است می‌گویم آرام‌تر باش ولی اصلا نمی‌پذیرد. می‌گوید تو اطلاعات نداری، می‌گویم به عنوان بیننده که می‌توانم نظر دهم.

 

به آقای اسدزاده چه نمره ای در بازیگری می‌دهید؟

 

(می‌خندد) تجدید می‌شوند.

 

به خودتان در بازیگری چه نمره ای می‌دهید؟

 

اسدزاده: کسی نمی‌گوید ماست من ترش است. مردم باید نظر بدهند، هر چی مردم بگویند، درست است.

 

آقای اسدزاده، روزهایی که خانه هستید، چه می‌کنید؟

 

روزهایی که سر صحنه نمی‌روم، یا کتاب می‌خوانم یا کتاب می‌نویسم. گاهی برای خرید بیرون می‌روم؛ البته بیشتر خرید‌های خانه را خانم انجام می‌دهد.

 

الان مشغول چه کاری هستید؟

 

الان مشغول نوشتن کتاب «تاریخ تئاتر ایران» از قبل از اسلام هستم.

 

اگر به شما بگویند یک در جلوتان است، دوست دارید بعد از باز کردن در چه چیزی ببینید؟

 

میرزایی: همه آرزوهایم را.

 

چه آرزویی؟

 

سلامتی برای همه و موفقیت و خوشی.

 

آقای اسدزاده! شما چطور؟

 

آرزوهای بزرگ از من گذشته. دوست دارم همه سلامت باشند؛ همه مردم.

 

آقای اسدزاده، ۲ سریال خانه سبز و سمندون در میان کارهای شما طرفدارهای زیادی داشت. این ۲ سریال به دلیل پارامترهای ویژه – خصوصا خانه سبز – در میان مردم جایگاه خاصی پیدا کرد و هنوز هم از یادها فراموش نشده. ۵ نسل در خانه سبز کنار هم بودند؛ جد بزرگوار، شما، آقای شکیبایی، پسر او (رامبد جوان) و خواهرزاده آقای شکیبایی (علی کوچولو).

 

بچه‌ها به لحاظ قدرت هنری متناسب بودند و فوق‌العاده صمیمی. داستان‌هایی که بیژن (بیرنگ) می‌نوشت هم عالی بود ولی حیف که تا الان نه او و نه مسعود رسام نتوانسته‌اند آن موفقیت‌ها را تکرار کنند. حساب، حساب عشق بود و باید باشد، نه مادیات.

 

آقای جعفری جلوه، رئیس وقت شبکه۲ بود. آن موقع خیلی از ما تقدیر کردند و پذیرایی شایانی به عمل آوردند. مردم خیلی از کار راضی بودند ولی متاسفانه ادامه پیدا نکرد.

 

در خانه سبز با کدام نسل رابطه بهتری داشتید؟

 

یک بازیگر باید خودش را تطبیق بدهد با همه کس و همه چیز؛ با بزرگ‌تر از خودم یا حتی با یک عروسک.

 

با کی صمیمی‌تر بودید؟

 

با خود خسرو (شکیبایی).

 

در کل دوران فعالیت چطور؟ با کدامشان رابطه هنری نزدیک‌تری داشته‌اید و به قول معروف همدیگر را در نقش پیدا کرده‌اید؟

 

از آقایان، خسرو شکیبایی بوده و از خانم‌ها هم خانم حمیده خیرآبادی. ۲ بازیگر در برابر همدیگر در یک کار، مثل ۲ کشتی‌گیر روی تشک هستند؛ باید هم‌زور باشند…