25 سال ممنوع الکار بودن این خواننده مشهور (عکس)

مجموعه : مجله خبری روز
25 سال ممنوع الکار بودن این خواننده مشهور (عکس)
کوروش یغمایی از  موزیسنها و خوانندگان سرشناس موسیقی پاپ ایران به تازگی با نگارش یادداشتی که آن را در سایت و صفحه اجتماعی شخصی اش منتشر کرده درباره ممنوع الکاری اش در نه سال اخیر و البته دلایلی که باعث شده علیرغم این ممنوع الکاری همچنان در ایران و در کنار هموطنانش بماند صحبت کرده است. متن کامل گفته های یغمایی را در ادامه می خوانید:

25 سال ممنوع الکار بوده ام من همواره برپایه رک گویی درهر زمینه و بویژه واقعیات موزیک و پیرامون آن دشمنان بسیاری داشته و دارم که به همه آنان احترام می گذارم و باورم بر این است که با نوشتار زیر شاهد واکنش های تازه بسیاری هم خواهم بود. از این بابت هیچ گونه هراسی ندارم، چون هدف همه ما پیشرفت و سربلندی فرهنگ این سرزمین می باشد. باید این را بگویم که سالهای زیادی را چشم براه این بودم که شخص دیگری این حرف ها و آگاهی ها را با مردم در میان بگذارد ، اما در نهایت ناگزیر شدم خودم آنها را با شما در میان بگذارم و از این کار بسیارهم خوشحالم ، هر چند که با دشمنان تازه ای هم رو برو خواهم شد.

پیش از آن که گفتگو را با شما آغاز کنم از آنجا که در این پیج(صفحه) که در آغاز راه است ، و نیز در 9 سال گذشته همواره کارهای تازه و بویژه آلبوم «ملک جمشید» را از من میخواهید باید به آگاهی شما دوستان و یاران مهربان برسانم که بطور کلی من از آغاز انقلاب تا کنون که نزدیک به 35 سال از آن می گذرد به مدت 25 سال ممنوع الکار بوده ام وهم اکنون نیز ممنوع الکار می باشم.(تمامی کارهای من بعد از انقلاب منهای راز دل که در استودیو انجام شد با ابزار خانگی و غیر حرفه ای و ابتدایی تولید شده) در زمینه ممنوع الکاری یک هنرمند) منهای کسانی که به دنبال کارهای اصلی خود مانند بساز بفروشی و… رفتند)که در جامعه خودش محبوب و شناخته شده می باشد (بدون ارزیابی هنری کارش) نباید براحتی از روی آن گذشت.

 
25 سال ممنوع الکار بودن این خواننده مشهور (عکس)

وحشت انگیز ترین مجازاتی که در زمان ساسانیان مرسوم بوده (شکنجه نه مرگ) نام داشته و آن بدین قرار بوده که جلاد نخست انگشتان دست ها و پاها سپس دست ها را تا مچ و پاها را تا پاشنه ، پس از آن دست ها را تا آرنج و پاها را تا زانو می برید و آنگاه گوش و بینی و سر انجام سر را قطع میکرد . این قبیل اعدام شدگان را نزد حیوانات وحشی می افکندند (درآن هنگام این گونه شکنجه ها در همه جهان مرسوم بوده است). به باور من تحمل ممنوع الکاری یک هنرمند واقعی از این شکنجه هم سنگین تر است ، چون نخست این که درآن مجازات در فاصله کوتاهی مجرم تلف و از ادامه شکنجه رها می شده ولی در مجازات ممنوع الکاری ( منهای چند استثنا آنهم در میزان بسیار محدود) قید زمان وجود ندارد و درعمل مانند این است که با اتومبیلی متهم بدون جرم را به میان کویری ببری و در آنجا به کویر بسپاری اش و به آبادی برگردی تا درآن برهوت آن بیچاره در تنهایی مطلق ذره ذره بخار شود.

بر همین پایه بود که بسیاری از این هنرمندان (وارونه شدن ناگهانی جایگاه شان) (چون در فاصله بسیار کوتاهی (چند ساعت) همه آنها از یک چهره دوست داشتنی در جامعه به یک چهره پلید و… تبدیل شدند) به بیماری های افسردگی شدید بر پایه آواری از ناامیدی و تزلزل شخصیتی در تنهایی مطلق با مرگهای زود هنگام از دنیا رفتند (رها کردن هنرمندانی شناخته شده در جامعه بدون داشتن هیچگونه بهره مندی از مزایای شهروندی و…سزاوار نبود). غم انگیزتر از همه این که هنوز مدت کوتاهی از جان سپردن این متهمان بدون جرم نگذشته است ، که امروزه همان به اصطلاح جرم ها

 
در میزان بسیار پست تری مورد پشتیبانی هم قرار گرفته است ! انگیزه ممنوع الکاریهای خودم را هنوز نمی دانم . برای حکم اول (آغاز فترت) که درآغاز انقلاب 17 سال به طول انجامید و من ممنوع الچهره و حتا ممنوع الخروج هم بوده ام ، شاید بتوان آنرا به عوارض و نشانه های انقلاب ها نسبت داد (از داشتن لیسانس جامعه شناسی هم همانگونه که میدانید نمیتوانستم بهره مند شوم) ، که با پخش آلبوم سیب نقره ای و آغاز دوباره موزیک پاپ در ایران این ممنوعیت برطرف شد(که تولید این آلبوم هم ماجراهای شنیدنی خود را دارد). اما برای بار دوم (فترت) که اکنون 9 سال از آن می گذرد هنوز پاسخی پیدا نکرده ام. حکمی صادر شده است
 
(پنهانی، چون اگر قانونی بود می بایست به صراحت و روشنی اعلام می شد) که بر پایه شواهد موجود ، نه شاکی وجود داشت و نه مجرمی و نه جرمی اتفاق افتاده بود ، همچنین نه دادگاهی (محکمه ای) و نه مراتب دادرسی مانند وکیل و قاضی و هیات منصفه و نه رای صادر شده ای . اما شگفت این که حکم (در پشت درهای بسته) داده و اجرا می شود . آنهم حکمی بدون قید زمان (بالاخره در همه دنیا هر حکمی زمانی مشخص دارد) و نتیجه این که بر پایه این حکم آلبوم (ملک جمشید) من که مجوز تمام مراحل ممیزی شعر و موزیک و … را گرفته بود به ناگاه جلوی پخش آن گرفته شد( تا کی ؟ کسی پاسخگو نیست و خدا میداند) .
 
25 سال ممنوع الکار بودن این خواننده مشهور (عکس)

در مدت ممنوع الکاری رادیو آثار مرا با تکه تکه کردن پخش می کندصرف نظر از زحمات چند ساله و سرمایه گذاری تولید و بویژه نادیده گرفتن تاثیر این آلبوم در موزیک پاپ ایران درست مانند این است که شخصی را به مدت 9 سال پا در هوا نگه دارند (بدون کوچکترین فکری در زمینه ادامه زند گی و شیوه درآمد زایی و هم چنین مسئولیت هایی که خانواده و جامعه بر دوش او گذارده اند)
 
البته من با تمرین های سخت و دشوار و نفس گیری که در زمان آن 17 سال در کوله بار زندگی خود داشتم توانستم از پس آن برآیم . باور کردنی نیست اما باور کنید که در تمام این مدت ، رادیو (بدون توجه به قانون و حقوق مولف ومصنف) کارهای مرا با تکه تکه کردن و ادیت های ناشیانه (چسباندن تکه های بریده شده یک ترانه) هر گونه که خود دلش می خواست پخش می کرد ، صد البته بدون آوردن نام من . برای نمونه همان صداهای کرال بانوان تصویب شده در وزارت ارشاد را هم حذف میکرد .
 
خوشبختانه در همین هنگام بود که از سوی پژوهشگران جهانی و همینطور مهمترین رسانه ها و نشریات تخصصی دنیا (Rolling Stone, Daily News ,Los Angeles Times ,Independent , The Sunday Times و …) بر پایه آلبوم های جهانی زنجیر خود را خودت بباف (Forge Your Own Chains) و بویژه آلبوم خودم برگشت از لبه پرتگاه (Back From The Brink) (در جایگاه موسیقی دان جهانی و یا نابغه موزیک شرق و یا پدر خوانده موزیک راک ایران) به جهان معرفی شدم و همین انگیزه ای شد که از سوی فستیوال های بزرگ جهانی رد بوول (Redbull) و… بویژه بزرگترین فستیوال موزیک در جهان (ترانس موزیکال)(Trans Musicales) در فرانسه که برجسته ترین موسیقی دانان جهان آرزوی افتخار ورود به آنرا دارند گزینش و دعوت شوم ، که نشانه های آن در سایتم می باشد .

از طرف ممیزان شناخته شده در موزیک جهان برگزیده و دعوت شوم اما از سوی دیگر در کشور خودم ممنوع الکار باشم با این که این جهش مهم در موزیک برای اولین بار انگیزه ورود موزیک راک ایران به حیطه و گستره موزیک جهان شد و افتخاری بر افتخارات ایران (در زمینه موزیک) اضافه کرد ، شگفتا که در ایران با سکوتی بزرگ و معنی داری بر گزار شد . این هم برای من باور نکردنی بود ، که از یک سو از طرف ممیزان شناخته شده در موزیک جهان برگزیده و دعوت شوم اما از سوی دیگر در کشور

 
خودم ممنوع الکار باشم . این تلخ ترین وغم انگیزترین حسی است که انسان خودش را در سرزمین و کشور خودش که ازجان بیشتر دوستش دارد غریب و تنها ببیند. به هر حال باید بگویم که این فترت 9 ساله اخیر بیشتر به سود شما و موزیک کشور شد ، چون با تکیه بر این جمله پند آموز که (یک پرنده دست آموز خانگی هم باید پرواز کند تا پرواز را فراموش نکند) تمام وقتم را برای کار در زمینه موزیک گذاشتم و بر همین پایه کارهای تازه ای را انجام داده ام .

چرا از ایران نرفتم اکنون هنوز یک ماه نشده است که این پیج آغاز به کار کرده است و من بر پایه آزمایش و تجربه باور دارم که با مهر همه یاران مهربانم در ایران و خارج از ایران ( بدون داشتن پیج و …) که به میلیون ها هم می رسد در صورت ادامه این روند ( چون در حال حاضر نمیتوانم از روشهای استاندارد و معمول پخش در ایران استفاده کنم ) ناگزیر باید روشی دیگر را گزینش کنیم که به خواسته های خودمان در زمینه موزیک و رسیدن آلبوم های تازه به دست شما گرامیان و هم چنین پخش کارها دست بیابیم نظر شما در این باره چیست .

در آخر لازم میدانم به پرسش بسیاری از شما یاران مهربانم که در زمینه ( چرا با اینهمه نابسامانی ها و بی مهری ها و جلو گیری از پخش کارها و هم چنین نوآوری ها و ایده های تازه تان و … از ایران نرفته اید و اگر می رفتید امروزه در جهان شهره و چنین و چنان بودید ) باید بگویم حرف شما درست است اما بدیهی است که ساختار شخصیتی افراد و شرایط زندگی آنان متفاوت میباشد . به باور من رفتن از میهن همواره دو نشان بد دارد یکی این که برای همیشه پسوند (فراری) به آن شخص سنجاق می شود و مهمتر آن که با فرار از واقعیت

 
ها و دشواری ها میهن را در برابر خطرها تنها می گذاریم و اگر بر فرض میزان عمل به این روش به بالا ترین حد خود ( یعنی همه) برسد دیگر کسی در میهن باقی نمی ماند (به ویژه که هم اکنون این تعداد به میزان جمعیت یک کشورهم رسیده است) و باور دارم که می دانید که من به ایران و ایرانی عشق می ورزم. با پوزش از این که زیاد از اندازه داد سخن دادم و نوشتم . می دانم که شما هم اصلا حوصله ندارید ، اما دانستن آنها پس ازگذشت 35 سال فقط لازم بود و نه کافی.

مطالب خواندنی و جالب

گالری عکس های دیدنی و جالب

Xبستن تبلیغ
بواسیر
Xبستن تبلیغ
آنلاین بازی کنید