شعری از مرحوم اسدالله انصاری

شعری از مرحوم اسدالله انصاری
باز گیتی از شکوه و فرّ فروردین جوان شد
با نوروز آمد و عالم بهشت جاودان شد
به به چه خوش این بهشتی

پیر گردد در خزان و تازه گردد در بهاران
کس ندیده غیر گیتی گاه پیر و گه جوان شد

هیچ دانی این همه پیرایه در نوروز چیست
وین‏همه خوبی که بینی از چه‏رو این‏سان عیان‏شد

هست از یُمن وجود شاه مردان شیر یزدان
ز آنکه نوروز و غدیر آن روز با هم توأمان شد

رمزِ ” الرحمن علیَ العرشِ استوی ” شد آشکارا
چون یدالله روی دست احمد مرسل عیان شد

مطالب خواندنی و جالب

گالری عکس های دیدنی و جالب

Xبستن تبلیغ
بواسیر
Xبستن تبلیغ
آنلاین بازی کنید