شعری زیبا از ابوالقاسم حسینجانی

شعری زیبا از ابوالقاسم حسینجانی
جاده و اسب مهیا ست بیا تا برویم
کربلا منتظر ماست بیا تا برویم
ایستاده است به تفسیر قیامت زینب
آن سوی واقعه پیداست بیا تا برویم
خاک در خون خدا می‌شفکد می‌بالد

آسمان غرق تماشاست بیا تا برویم
تیغ در معرکه می‌افتد و برمی خیزد
رقص شمشیر چه زیباست بیا تا برویم
از سراشیبی تردید اگر برگردیم
عرش زیر قدم ماست بیا تا برویم
زره از موج بپوشیم ردا از طوفان

راه ما از دل دریاست بیا تا برویم
کاش ای کاش که دنیای عطش می‌فهمید
آب مهریه زهراست بیا تا برویم
چشمه ی آب زمزم بیا تا برویم

چیزی از راه نماندست چرا برگردیم
آخر راه همین جاست بیا تا برویم
فرصتی باشد اگر باز دراین آمد و رفت
تا همین امشب و فرداست بیا تا برویم

مطالب خواندنی و جالب

گالری عکس های دیدنی و جالب

Xبستن تبلیغ
بواسیر
Xبستن تبلیغ
آنلاین بازی کنید