تُو هر روز فرم به فرم به تغییر

مجموعه : مطالب عاشقانه
تُو هر روز فرم به فرم به تغییر
یک شب سرد تو خیابون تو دستات ،‌ هــــا میکنی

خودتو مقـــــــــــــــــــــــابل دو چشم پیدا میکنی

با نگاهت حس ّ مرموزی رو القــــــــــــا میکنی

وجودت به وجد میاد اما هـــــــــــــــــاشا میکنی

عشق من ، تُو هر روز فرم به فرم به تغییر

از همه نسیــــــــــــــــم طوفان ِ تحت تاثیر

من همونم که تورو این طور ترسیـــم کردم

قلب آزردت ُ  تو آغوشم ترمیــــــــــم کردم

کسی که زخــــــم های روحتو جراحی کرد

شب و روز بی وقفه افکـــارتو طراحی کرد

قلبمو مشغول جمله هــــــــای سادت کردم

من به سختی به وجود ِ سادت عادت کردم

تو رو بی نیاز از آرزوی واهـــــــی کردم

من تو رو به دنیای واقعی راهــــــی کردم

حس خنثی ای که تــــو روح آزادت هست

همه چیزی که از من هنوز تو یادت هست

درونم حس میکنم جوشش اوهــــــــــــومی

لحظه هــــــــــــایی که تو از دور ناآرامی

دشمن زیبایــــــــــــی از عصاره ی خودم

با فراموش کردن تو از خودم محــــو شدم

تو ازم دور شدی و من بــــــــــی تاب شدم

روز تحمل کردم شب ها بــــی خواب شدم

من کمی وقت میخوام تا ازت ســـــرد بشم

شبیه دنیـــــــــــــــــــــایی که لهم کرد بشم.

 
        comment نظرات (10)
 
خدای سکوت شده ام
نویسنده : حسین – ساعت ٤:٠٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٢/۳/٥
حرف دل، متن عاشقانه، عاشقانه، عاشقی
 
این روزها دلم اصرار دارد فریاد بزند . . .

اما . . .

من جلوی دهانش را میگیرم

وقتی میدانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد!!!!

این روزها من . . .

خدای سکوت شده ام

خفقان گرفته ام تا آرامش اهالی دنیا خط خطی نشود . . .!!!

آرزوی خیلی ها بودم اما اسیر قدر نشناسی یک نفر شدم . . .!!!!!!!!!!!!

من جلوی دهانش را میگیرم
 
 

مطالب خواندنی و جالب

گالری عکس های دیدنی و جالب

Xبستن تبلیغ
بواسیر
Xبستن تبلیغ
آنلاین بازی کنید