طنز ناصر فیض در تهران امروز نوشت

طنز ناصر فیض در تهران امروز نوشت
بنده بعد از آمدن در عرض یک ماه و دو ماه
نرخ مایحتاج تان را می‌کنم چون عهد شاه

پوشش آزاد است در این مملکت،باید جوان
هر چه می‌خواهد بپوشد،چارخانه، راه راه

می‌کنم آزادشان از بحر و وزن و قافیه
شاعران را غرق خواهم کرد در بحر رفاه

ماه را می‌آورم روى زمین تا شاعران
ذوق‌شان هر شب بجوشد در تنور داغ ماه

شاعران را واقعا با هم برادر می‌کنم
تا نیفتد یوسف شعر کسى دیگر به چاه

روز باید روز باشد اینکه خیلى روشن است
شب نباید باشد اصلا این قدر زشت و سیاه

جاى دانشگاه زایشگاه بر پا می‌کنم!
تا نگردد ملت ایران پس از این زا به راه

کاه را چون کوه خواهم کرد در عرض دو سال
گر چه شد در هشت سال پیش گاهى کوه، کاه

فقر را حل می‌کنم در چاى و مى‌نوشم چو آب
مشکل فقر وطن حل می‌شود با این گیاه

نان اگر یک جور باشد،نیست لازم بعد از این
وقت مردم در صف انواع نان گردد تباه

تا بگریانم تمام دشمنان را زار زار
چاره اى جز این نمى‌بینم بخندم قاه قاه

پارسى را پاس خواهم داشتن با این روش!
شیر پاک از دامداران مى‌خرم اندر پگاه

با گناهى مرتکب را می‌کنم فورا دراز
تا به آسانى نگردد هیچ‌کس گرد گناه

سلطه اشراف را کم می‌کنم با اقتدار
دزد، پیش از دستگیرى گر چه باشد پادشاه

مردم ما را گزینش نیست لازم، مى‌توان
هر چه را فهمید از سیماى شان در یک نگاه

رأى‌تان با هر که باشد،باشد اما بنده نیز
آدمى هستم که هرگز نیستم دنبال جاه

هر کسى جز من در آید از دل صندوق‌ها
اشتباه است اشتباه است اشتباه

مطالب خواندنی و جالب

گالری عکس های دیدنی و جالب

Xبستن تبلیغ
بواسیر
Xبستن تبلیغ
آنلاین بازی کنید