شب را نوشیده ام (شعر)

شب را نوشیده ام (شعر)
و بر این شاخه های شکسته می گریم

مرا تنها گذار

مرا با رنج بودن تنها گذار

مگذار خواب وجودم را پرپر کنم .

مگذار از بالش تاریک تنهایی سر بر دارم

و به دامن بی تار و پود رؤیا ها بیاویزم .

سپیدی های فریب

روی ستون های بی سایه رجز می خوانند

طلسم شکسته ی خوابم را بنگر

بیهوده به زنجیر مروارید چشمم آویخته .

او را بگو

تپش جهنمی مست !

او را بگو : نسیم سیاه چشمانت را نوشیده ام .

نوشیده ام که پیوسته بی آرامم .

جهنم سر گردان !

مرا تنها گذار .

از: سهراب سپهری است این شعر

مطالب خواندنی و جالب

گالری عکس های دیدنی و جالب

Xبستن تبلیغ
بواسیر
Xبستن تبلیغ
آنلاین بازی کنید