شعر زندگی رسم خوشایندی است‌

شعر زندگی رسم خوشایندی است‌
زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ‌،
پرشی دارد اندازه عشق‌.
زندگی چیزی نیست ، كه لب طاقچه عادت از یاد من و تو
برود.
زندگی جذبه دستی است كه می چیند.
زندگی نوبر انجیر سیاه ، كه در دهان گس تابستان است‌.
زندگی ، بعد درخت است به چشم حشره‌.
زندگی تجربه شب پره در تاریكی است‌.
زندگی حس غریبی است كه یك مرغ مهاجر دارد.
زندگی سوت قطاری است كه در خواب پلی می پیچد.
زندگی دیدن یك باغچه از شیشه مسدود هواپیماست‌.
خبر رفتن موشك به فضا،
لمس تنهایی «ماه» ، فكر بوییدن گل در كره ای دیگر.

زندگی شستن یك بشقاب است‌.

زندگی یافتن سكه دهشاهی در جوی خیابان است‌.

زندگی «مجذور» آینه است‌.
زندگی گل به «توان» ابدیت‌،
زندگی «ضرب» زمین در ضربان دل ما،
زندگی « هندسه» ساده و یكسان نفسهاست‌.

هر كجا هستم ، باشم‌،
آسمان مال من است‌.
پنجره‌، فكر ، هوا ، عشق ، زمین مال من است‌.
چه اهمیت دارد
گاه اگر می رویند
قارچهای غربت؟

من نمی دانم
كه چرا می گویند: اسب حیوان نجیبی است ، كبوتر
زیباست‌.
و چرا در قفس هیچكسی كركس نیست‌.
گل شبدر چه كم از لاله قرمز دارد.
چشم ها را باید شست‌، جور دیگر باید دید.

واژه ها را باید شست .
واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد.

چترها را باید بست‌.
زیر باران باید رفت‌.
فكر را، خاطره را، زیر باران باید برد.
با همه مردم شهر ، زیر باران باید رفت‌.
دوست را، زیر باران باید دید.
عشق را، زیر باران باید جست‌.
زیر باران باید با زن خوابید.
زیر باران باید بازی كرد.
زیر باران باید چیز نوشت‌، حرف زد، نیلوفر كاشت
زندگی تر شدن پی در پی ،
زندگی آب تنی كردن در حوضچه «اكنون» است‌

سهراب سپهری و شعر جالبش

مطالب خواندنی و جالب

گالری عکس های دیدنی و جالب

Xبستن تبلیغ
بواسیر
Xبستن تبلیغ
آنلاین بازی کنید