غروب تنهاییمان را به یاد داری؟

مجموعه : مطالب عاشقانه
غروب تنهاییمان را به یاد داری؟
لب ساحل نشسته بودم.هنگام غروب یادم به تو افتاد

غروب اولی که کنار همین ساحل با تو نشسته بودم

ناگهان حس مبهمی گفت:

هیچکس لیاقت اشک های تو را ندارد

و من فقط گوش کردم.گفت:

دلش برایت تنگ نیست!!!

گفتم: از چه حرف میزنی؟؟؟؟

گفت :از زمانی که انسان ها به اشتباه نگاه،

عاشق میشوند……….

حرف من این است:

اما من که با نگاه عاشق نشدم با دل عاشق شدم

پس چرا سهم من از تو جدایی شد؟؟؟؟؟؟

 
اگرا جوابی داری بگو

مطالب خواندنی و جالب

گالری عکس های دیدنی و جالب

Xبستن تبلیغ
بواسیر
Xبستن تبلیغ
آنلاین بازی کنید