سراب خیلی دردناک است

مجموعه : مطالب عاشقانه
سراب خیلی دردناک است
در سکوت شب من ،
ناگهان حادثه ای…
ناگهان وسوسه ای تلخ گذشت…
من تو را کم داشتم

در سکوت شب من ،
آسمان حرفی زد…
و غزل شعری شد…

در سکوت شب من،
موج گیسوی تو آرام نداشت
برق چشمان تو پیغام نداشت…


چه سرابی دارم
که امیدم به نگاهت…
سالها یخ زده است…
سرد و حیران است…

مطالب خواندنی و جالب

گالری عکس های دیدنی و جالب

Xبستن تبلیغ
بواسیر
Xبستن تبلیغ
آنلاین بازی کنید