فال و طالع بینی روز چهارشنبه 3 خرداد 1391عکس های جالب و دیدنی روز چهارشنبه 3 خرداد 1391عکس هایی جنجالی از مهناز افشار با یک لباس خاص!این پسر کاندیدای ملکه زیبایی زنان کانادا شد! +تصاویراعتیاد جالب یک زن آمریکایی به خوردن سنگ! +تصاویرعکس های زیبا از باغی شگفت انگیز و دیدنی در هلندعکسی قدیمی از نسرین مقانلو که تا بحال ندیده اید!عکس های دیدنی مسابقه انتخاب ملکه زیبایی پیرزنهامراحل حساس درس خواندن از نوع ایرانی (آخر خنده)وقتی یک ملکه زیبایی بخاطر اضافه وزن سوژه میشود!مشکلات و سرانجام ازدواج با یک خانم دیوانه! +عکسدختری 26 ساله که 6 ماهه 100 ساله شد!! +تصاویرکودکی عجیب که فیس بوک سانسورش کرد!! +عکسجنجال عضویت دختری در تیم بیسبال پسرانه! +عکساین خانم معلم کودکان را وادار به رابطه جنسی میکرد!اقدام باورنکردنی یک زوج جوان پس از بارداری! +عکسطرح شگفت انگیز یک ایرانی برای خودروی پژو+تصاویر
فال انبیاء الهیفال عشق و ازدواجفال تاروتفــــــــــــال حـــــــافـــــــــــظفال بوسیله قرآنفال پاسور یا همان ورق ( فال احساس )فال عاشقانهعكس ازدواج مرد 60 ساله و دختر 13 سالهجدیدترین مدلهای کت و دامن مجلسی زنانه 2011فال لاک پشتفال روز عشقجدیدترین مدلهای تزئین سفره هفت سین نوروزعکسهای رامونا امیری ، ملکه زیبایی کانادافال نقطه ها
کارتون های زندگی پیامبرانمستند شعبده شیطانآموزش دروازه بانی فوتبالساعت مدل شاتل(ساعت + رادیو)مستند Lagerfeld Confidentialکاملترین کتابخانه مجازیمجموعه بازی های فکریمستند مرگبارترین جاده هاپک کارتون های خارجی (1)آموزش زبان فرانسوی به کودک
کارتون گوريل انگوري
قصه های شب بخیر کوچولو آموزش شناسایی علفهای هرزمستند یوفوها (موجودات فضایی)آموزش کاشت بادامجعبه ابزار طراحان ویدیویی 3مستند زندگی مارهای سمیپک کامل America-s Got Talentآموزش تناسب اندام مغزمستند چگونه انسان بسازیم؟
فرصتی برای یادگیری !
فیلسوفی همراه با شاگردانش در حال قدم زدن در یک جنگل بودند و درباره ی اهمیت ملاقات های غیرمنتظره گفتگو می کردند. بر طبق گفته های "استاد" تمامی چیز هایی که در مقابل ما قرار دارند به ما "فرصت یادگیری" و یا "آموزش دادن" را می دهند. در این لحظه بود که به درگاه و دروازه محلی رسیدند که علیرغم آنکه در مکان بسیار مناسب واقع شده بود، ولی ظاهری بسیار حقیرانه داشت. شاگرد گفت: "این مکان را ببینید. شما حق داشتید. من در اینجا این را آموختم که بسیاری از مردم، در بهشت بسر می بردند، اما متوجه آن نیستند و همچنان در شرایطی بسیار بد و محقرانه زندگی می کنند."
"استاد" گفت: "من گفتم "آموختن" و "آموزش" دادن مشاهده امری که اتفاق می افتد، کافی نمی باشد بایستی دلایل را بررسی کرد پس فقط وقتی این دنیا را درک می کنیم که متوجه علت هایش بشویم. سپس در آن خانه را زدند و مورد استقبال ساکنان آن قرار گرفتند. یک زوج و سه فرزند با لباسهای پاره و کثیف. "استاد" خطاب به پدر خانواده گفت: "شما در اینجا در میان جنگل زندگی می کنید، در این اطراف هیچ گونه کسب و تجارتی وجود ندارد؟ چگونه به زندگی خود ادامه می دهید؟"
آن مرد نیز در "آرامش" کامل پاسخ داد: "دوست من، ما در اینجا ماده گاوی داریم که همه روزه، چند لیتر شیر به ما می دهد. یک بخش از محصول را یا می فروشیم و یا در شهر همسایه با دیگر مواد غذایی معاوضه می کنیم. با بخش دیگر اقدام به تولید پنیر، کره و یا خامه برای مصرف شخصی خود می کنیم. و به این ترتیب به زندگی خود ادامه می دهیم.
"استاد" فیلسوف از بابت این اطلاعات تشکر کرد و برای چند لحظه به تماشای آن مکان پرداخت و از آنجا خارج شد. در میان راه، رو به شاگرد کرد و گفت: "آن ماده گاو را از آنها دزدیده و از بالای آن صخره روبرویی به پایین پرت کن!"
شاگرد گفت : اما این كار صحیحی بنظر نمی رسد، آن حیوان تنها راه امرار معاش آن خانواده است.
و فیلسوف نیز ساکت ماند ... آن جوان بدون آنکه هیچ راه دیگری داشته باشد، همان کاری را کرد که به او دستور داده شده بود و آن گاو نیز در آن حادثه مرد. این صحنه در ذهن آن جوان باقی ماند و پس از سالها، زمانی که دیگر یک بازرگان موفق شده بود، تصمیم گرفت تا به همان خانه بازگشته و با شرح ما وقع، از آن خانواده تقاضای "بخشش" و به ایشان کمک مالی نماید.
اما چیزی که باعث تعجبش شد این بود که آن منطقه تبدیل به یک مکان زیبا شده بود با درختانی شکوفه کرده، ماشینی که در گاراژ پارک شده و تعدادی کودک که در باغچه خانه مشغول بازی بودند. با تصور این مطلب که آن خانواده برای بقای خود مجبور به فروش آنجا شده اند، مایوس و ناامید گردید. ناگهان غریبه ای را دید و از او سوال کرد: "آن خانواده که در حدود 10 سال قبل اینجا زندگی می کردند کجا رفتند؟" جوابی که دریافت کرد، این بود: "آنها همچنان صاحب این مکان هستند."
مرد، وحشت زده و سراسیمه و دوان دوان وارد خانه شد. صاحب خانه او را شناخت و از احوالات "استاد" فیلسوفش پرسید. اما جوان مشتاقانه در پی آن بود که بداند چگونه ایشان موفق به بهبود وضعیت آن مکان و زندگی به آن خوبی شده اند.
آن مرد گفت: "ما دارای یک گاو بودیم، اما وی از صخره پرت شد و مرد. در این صورت بود که برای تامین معاش خانواده ام مجبور به کاشت سبزیجات و حبوبات شدم. گیاهان و نباتات با تاخیر رشد کردند و مجبور به بریدن مجدد درختان شدم و پس از آن به فکر خرید چرخ نخ ریسی افتادم و با آن بود که به یاد لباس بچه هایم افتادم و با خود همچنین فکر کردم که شاید بتوانم پنبه هم بکارم. به این ترتیب یکسال سخت گذشت، اما وقتی خرمن محصولات رسید، من در حال فروش و صدور حبوبات، پنبه و سبزیجات معطر بودم. هرگز به این موضوع فکر نکرده بودم که همه قدرت و پتانسیل من در این نکته خلاصه می شد که: چه خوب شد آن گاو مرد."
"استاد" گفت: "من گفتم "آموختن" و "آموزش" دادن مشاهده امری که اتفاق می افتد، کافی نمی باشد بایستی دلایل را بررسی کرد پس فقط وقتی این دنیا را درک می کنیم که متوجه علت هایش بشویم. سپس در آن خانه را زدند و مورد استقبال ساکنان آن قرار گرفتند. یک زوج و سه فرزند با لباسهای پاره و کثیف. "استاد" خطاب به پدر خانواده گفت: "شما در اینجا در میان جنگل زندگی می کنید، در این اطراف هیچ گونه کسب و تجارتی وجود ندارد؟ چگونه به زندگی خود ادامه می دهید؟"
آن مرد نیز در "آرامش" کامل پاسخ داد: "دوست من، ما در اینجا ماده گاوی داریم که همه روزه، چند لیتر شیر به ما می دهد. یک بخش از محصول را یا می فروشیم و یا در شهر همسایه با دیگر مواد غذایی معاوضه می کنیم. با بخش دیگر اقدام به تولید پنیر، کره و یا خامه برای مصرف شخصی خود می کنیم. و به این ترتیب به زندگی خود ادامه می دهیم.
"استاد" فیلسوف از بابت این اطلاعات تشکر کرد و برای چند لحظه به تماشای آن مکان پرداخت و از آنجا خارج شد. در میان راه، رو به شاگرد کرد و گفت: "آن ماده گاو را از آنها دزدیده و از بالای آن صخره روبرویی به پایین پرت کن!"
شاگرد گفت : اما این كار صحیحی بنظر نمی رسد، آن حیوان تنها راه امرار معاش آن خانواده است.
و فیلسوف نیز ساکت ماند ... آن جوان بدون آنکه هیچ راه دیگری داشته باشد، همان کاری را کرد که به او دستور داده شده بود و آن گاو نیز در آن حادثه مرد. این صحنه در ذهن آن جوان باقی ماند و پس از سالها، زمانی که دیگر یک بازرگان موفق شده بود، تصمیم گرفت تا به همان خانه بازگشته و با شرح ما وقع، از آن خانواده تقاضای "بخشش" و به ایشان کمک مالی نماید.
اما چیزی که باعث تعجبش شد این بود که آن منطقه تبدیل به یک مکان زیبا شده بود با درختانی شکوفه کرده، ماشینی که در گاراژ پارک شده و تعدادی کودک که در باغچه خانه مشغول بازی بودند. با تصور این مطلب که آن خانواده برای بقای خود مجبور به فروش آنجا شده اند، مایوس و ناامید گردید. ناگهان غریبه ای را دید و از او سوال کرد: "آن خانواده که در حدود 10 سال قبل اینجا زندگی می کردند کجا رفتند؟" جوابی که دریافت کرد، این بود: "آنها همچنان صاحب این مکان هستند."
مرد، وحشت زده و سراسیمه و دوان دوان وارد خانه شد. صاحب خانه او را شناخت و از احوالات "استاد" فیلسوفش پرسید. اما جوان مشتاقانه در پی آن بود که بداند چگونه ایشان موفق به بهبود وضعیت آن مکان و زندگی به آن خوبی شده اند.
آن مرد گفت: "ما دارای یک گاو بودیم، اما وی از صخره پرت شد و مرد. در این صورت بود که برای تامین معاش خانواده ام مجبور به کاشت سبزیجات و حبوبات شدم. گیاهان و نباتات با تاخیر رشد کردند و مجبور به بریدن مجدد درختان شدم و پس از آن به فکر خرید چرخ نخ ریسی افتادم و با آن بود که به یاد لباس بچه هایم افتادم و با خود همچنین فکر کردم که شاید بتوانم پنبه هم بکارم. به این ترتیب یکسال سخت گذشت، اما وقتی خرمن محصولات رسید، من در حال فروش و صدور حبوبات، پنبه و سبزیجات معطر بودم. هرگز به این موضوع فکر نکرده بودم که همه قدرت و پتانسیل من در این نکته خلاصه می شد که: چه خوب شد آن گاو مرد."
تعداد نمایش ۹۷۲ بار
ارسال شده در ۰۰۰۰/۰۰/۰۰ ۰۰:۰۰:۰۰
برترین مطالب هفته
عکسی قدیمی از نسرین مقانلو که تا بحال ندیده اید!اقدام باورنکردنی یک زوج جوان پس از بارداری! +عکسمراحل حساس درس خواندن از نوع ایرانی (آخر خنده)این خانم معلم کودکان را وادار به رابطه جنسی میکرد!عکس های زیبا از باغی شگفت انگیز و دیدنی در هلندکودکی عجیب که فیس بوک سانسورش کرد!! +عکسعکس های دیدنی مسابقه انتخاب ملکه زیبایی پیرزنهادختری 26 ساله که 6 ماهه 100 ساله شد!! +تصاویروقتی یک ملکه زیبایی بخاطر اضافه وزن سوژه میشود!طرح شگفت انگیز یک ایرانی برای خودروی پژو+تصاویرغرق شدن پسری فداکار برای نجات یک دختر +عکسمشکلات و سرانجام ازدواج با یک خانم دیوانه! +عکسجنجال عضویت دختری در تیم بیسبال پسرانه! +عکسعکس هایی جنجالی از مهناز افشار با یک لباس خاص!سرعت بسیار بالا و باورنکردنی اینترنت در کره جنوبی!!مخالفت پلیس با راه اندازی قهوه خانه های ویژه زنان!این پسر کاندیدای ملکه زیبایی زنان کانادا شد! +تصاویرعکس های جالب و دیدنی روز چهارشنبه 3 خرداد 1391فال و طالع بینی روز چهارشنبه 3 خرداد 1391اعتیاد جالب یک زن آمریکایی به خوردن سنگ! +تصاویر
مطالب تصادفی
املت سیب زمینی و پنیرهشدار در مورد مصرف قرص برنجتجاور به دختر دانشجو توسط 8 نفر سی.تی.اسکن برای بدن ضرر دارد؟پنج فاکتور مهم در طراحی اتاق خواب بیوگرافی یوهان ولفگانگ گوتهمردی که همسرش را کشت و در منقل سرخ كرد !!!محمدرضا گلزار درحال امضا دادن به دختران در تورنتوسخنان متخصص تناسب اندام درباره لیپوساکشن! نامه عاشقانه خیلی جالب (لطفا تا آخر بخوانید)
مطالب این بخش
دشواریهای ازدواج چندین تمرین برای آرام سازیبرای قلب دومتان پوششی درست انتخاب کنیدخوابیدن از نگاه علمیرازهایتان با این تست برملا می شودنکاتی در مورد لکنت زبان در کودکان فیلم های مستهجن و آثار مخرب آن4نکته برای داشتن شغلی موفقآقایان!! همسرتان به این جملات احتیاج داردراهکارهایی برای رسیدن به اهدافمانافشای شخصیتتان با رنگ دکوراسیون منزلتانکدام یک از انگشتانتان را بیشتر دوست دارید؟زندگیتان را مملو از عشق کنیدنکاتی در مورد زندگی بعد از طلاق 10 راز برای موفقیت در تجارتخیلی زود بله را بگیرید!طول عمر با لبخند4 شایعه بزرگ در مورد خانم ها! بخوانید ولی باور نکنید!همسر رفته خود را چگونه باز گردانیم؟رفتارهای غلط در رابطه با کودک نوپا









فروشـــگاه سایت




































