حرفهای عاشقانه 4

مجموعه : مطالب عاشقانه
گـرم آغـوشـت شـدم چـه زود فـرامـوشـت شــدم

تـقـصـیـر تـونـبـود خودم باری روی دوشـت شــدم

کاشـکی دلـت بهـم می گفـت نقشــه ی قـلبـمـو داره

هرکی زدورفت و شکست یه روز یه جا کم میاره

مونـدن وسوخـتـن و ساخـتن همـه یادگاره عـشـقـه

انتقـام از تو گرفـتن کار مـن نیسـت ،کاره عـشـقـه

سکوت تلخ مرا گریه های ریز ریز باران تلافی می کند

التماسی سرد وجودم را آتش می افکند

به حرمت فاصله ها آواز قلبم را به قاصدک ها می سپارم

چشمانم را می بندم، شاید خیال تو مهمانم شود

عجب!

خیالت به سراب ذهنم قدم نمی گذارد

شاید روزی برای همیشه تو را به فاصله ها بخشیدم

و همچون تو اشک باران را نادیده گرفتم

همچون تو صدای قلب ها را نشنیدم

تنها به جرم محبت؟؟!!

در غمی که اشک نیست، در شادی که لبخند نیست، در بغضی که ناله نیست، در دردی که آه نیست، احساس کجاست؟

در احساسی که حس نیست، در دلی که عشق نیست، در دوستی که محبت نیست، در صداقتی که راستی نیست، زندگی کجاست؟

در زندگی که هدف نیست، در هوایی که باد نیست، در خاکی که آب نیست، در باغی که گل نیست، انسان کجاست؟

در انسانی که هیچ نیست، در سفره ای که نان نیست، در زمینی که جا نیست، در دنیایی که رحم نیست، مرگ کجاست؟

زیر باران نشسته ام رو به نبودنت گریه می كنم و با رویاهایم ترانه می سازم تو گاه پیشانی بر پیشانی من می سایی و لذت می بری از خنكای نشسته بر پیشانیم و من همچنان دنبال رد پای تو می گردم…..! امان از این ردپایی که هیچگاه نقش آن را با چشمانم ندیده ام و دریغ از لحظه ای با تو بودن !!

 
 

پایگاه فرهنگی تفریحی ایران ناز

مطالب خواندنی و جالب

گالری عکس های دیدنی و جالب

Xبستن تبلیغ
بواسیر
Xبستن تبلیغ
آنلاین بازی کنید