عکس های دیدنی از عجیب ترین روش زیبایی خانم ها!عکس هایی دیدنی از زیبا و بزرگترین استخر شنای دنیادختر ایرانی که ملکه زیبایی کانادا شده است! +تصاویرزیباترین خانم سیاستمدار تایلند یک مرد است +عکسانگشت خانم آشپز لای ساندویچ و زیر دندان مشتری!!اعتیاد عجیب و باورنکردنی یک دختر بچه به...! +عکسازدواج عجیب و بچهدار شدن یک خواهر و برادر +عکسحراج لباس زیر ملکه انگلستان برای دومین بار! +عکسمعتاد کردن دختری 4 ساله و معصوم در آمریکا +عکسبه این دلایل میتوانی به دختر بودنت افتخار کنی! (طنز)عجیب و خنده دار ترین مهریه های ثبت شده در ایران!فتح باورنکردنی اورست توسط زنی 73 ساله! +عکسشکستن رکوردهای کاهش وزن از نوع ایرانی +تصاویرتجاوز وحشتناک و 10 ساله پدری بیرحم به دختر خود!پسر 14ساله ایرانی جوانترین استاد دانشگاه جهان!!فال و طالع بینی روز پنجشنبه 4 خرداد 1391عکس های جالب و دیدنی روز پنجشنبه 4 خرداد 1391
فال انبیاء الهیفال عشق و ازدواجفال تاروتفــــــــــــال حـــــــافـــــــــــظفال بوسیله قرآنفال پاسور یا همان ورق ( فال احساس )فال عاشقانهعكس ازدواج مرد 60 ساله و دختر 13 سالهجدیدترین مدلهای کت و دامن مجلسی زنانه 2011فال لاک پشتفال روز عشقجدیدترین مدلهای تزئین سفره هفت سین نوروزعکسهای رامونا امیری ، ملکه زیبایی کانادافال نقطه ها
100 فيلم + برنامه (موبایل)ویندوز مخصوص بازیمستند مردان پرسپوليس (1)آموزش پیشرفته جبرآموزش تزئین سفره هفت سینآموزش تعمیرات موبایلآموزش آشنایی حیوانات به کودکزندگینامه ژولیوس سزار
شامپوی رفع سفیدی مو کارتون بچه های کوه تاراک
آموزش جامع آرايشگري آموزش مکالمه زبان روسیمستند بازی های حیواناتآموزش پرورش کرم ابریشمدو جنسه های ایرانیآموزش نی نوازیمستند جزایر گالاپاگوسلیزر انگشتیپک طرحهای لایه باز آماده 5مجموعه بازی های پازلی
ملاقات با خدا
ظهر یک روز سرد زمستانی ، وقتی پروین به خانه برگشت، پشت در پاکت نامه ای را دید که نه تمبری داشت و نه مهر اداره ی پست روی آن بود. فقط نام و آدرسش روی پاکت نوشته شده بود.
او با تعجب پاکت را باز کرد و نامه ی داخل ان را خواند:
" پروین عزیزم،
عصر امروز به خانه ی تو می ایم تا تو را ملاقات کنم .
با عشق ، خدا "
پروین همان طور که با دست های لرزان نامه را روی میز می گذاشت. با خود فکر کرد که چرا خدا می خواهد او را ملاقات کند؟ او که آدم مهمی نبود. در همین فکرها بود که ناگهان کابینت خالی آشپزخانه را به یاد آورد و با خود گفت: : من که چیزی برای پذیرایی ندارم!". پس نگاهی به کیف پولش انداخت . او فقط هزار و صد تومان داشت.
با این حال به سمت فروشگاه رفت و یک قرص نان فرانسوی و دو بطری شیر خرید. وقتی از فروشگاه بیرون آمد، برف به شدت در حال بارش بود و او عجله اشت تا زود به خانه برسد و عصرانه را حاضر کند. در راه برگشت، زن و مرد فقیری را دید که از سرما می لرزیدند. مرد فقیر به پروین گفت:" خانم ، ما خانه و پولی نداریم. بسیار سردمان است و گرسنه هستیم. ایا امکان دارد به ما کمکی کنید؟"
پروین جواب داد: "متاسفم، من دیگر پولی ندارم و این نانها هم برای مهمانم خریده ام."
مرد گفت: " بسیار خوب خانم ، متشکرم" و بعد دستش را روی شانه ی همسرش گذاشت و به حرکت ادامه دادند.
همان طور که مرد و زن فقیر در حال دور شدن یودند، پروین درد شدیدی را در قلبش احساس کرد. به سرعت دنبال آنها دوید: " اقا خواهش می کنم صبرکنید" وقتی پروین به زن و مرد فقیر رسید، سبد غذا را به آنها داد و بعد کتش را درآورد و روی شانه های زن انداخت.
مرد از او تشکر کرد و برایش دعا کرد. وقتی پروین به خانه رسید یک لحظه ناراحت شد چون خدا می خواست به ملاقاتش بیاید و او دیگر چیزی برای پذیرایی از خدا نداشت. همان طور که در را باز کرد ، پاکت نامه دیگری را روی زمین دید. نامه را برداشت و باز کرد:
" پروین عزیز،
از پذیرایی خوب و کت زیبایت متشکرم،
با عشق ، خدا "
او با تعجب پاکت را باز کرد و نامه ی داخل ان را خواند:
" پروین عزیزم،
عصر امروز به خانه ی تو می ایم تا تو را ملاقات کنم .
با عشق ، خدا "
پروین همان طور که با دست های لرزان نامه را روی میز می گذاشت. با خود فکر کرد که چرا خدا می خواهد او را ملاقات کند؟ او که آدم مهمی نبود. در همین فکرها بود که ناگهان کابینت خالی آشپزخانه را به یاد آورد و با خود گفت: : من که چیزی برای پذیرایی ندارم!". پس نگاهی به کیف پولش انداخت . او فقط هزار و صد تومان داشت.
با این حال به سمت فروشگاه رفت و یک قرص نان فرانسوی و دو بطری شیر خرید. وقتی از فروشگاه بیرون آمد، برف به شدت در حال بارش بود و او عجله اشت تا زود به خانه برسد و عصرانه را حاضر کند. در راه برگشت، زن و مرد فقیری را دید که از سرما می لرزیدند. مرد فقیر به پروین گفت:" خانم ، ما خانه و پولی نداریم. بسیار سردمان است و گرسنه هستیم. ایا امکان دارد به ما کمکی کنید؟"
پروین جواب داد: "متاسفم، من دیگر پولی ندارم و این نانها هم برای مهمانم خریده ام."
مرد گفت: " بسیار خوب خانم ، متشکرم" و بعد دستش را روی شانه ی همسرش گذاشت و به حرکت ادامه دادند.
همان طور که مرد و زن فقیر در حال دور شدن یودند، پروین درد شدیدی را در قلبش احساس کرد. به سرعت دنبال آنها دوید: " اقا خواهش می کنم صبرکنید" وقتی پروین به زن و مرد فقیر رسید، سبد غذا را به آنها داد و بعد کتش را درآورد و روی شانه های زن انداخت.
مرد از او تشکر کرد و برایش دعا کرد. وقتی پروین به خانه رسید یک لحظه ناراحت شد چون خدا می خواست به ملاقاتش بیاید و او دیگر چیزی برای پذیرایی از خدا نداشت. همان طور که در را باز کرد ، پاکت نامه دیگری را روی زمین دید. نامه را برداشت و باز کرد:
" پروین عزیز،
از پذیرایی خوب و کت زیبایت متشکرم،
با عشق ، خدا "
تعداد نمایش ۱۶۱۱ بار
ارسال شده در ۰۰۰۰/۰۰/۰۰ ۰۰:۰۰:۰۰
برترین مطالب هفته
عکس هایی جنجالی از مهناز افشار با یک لباس خاص!عکس های جالب و دیدنی روز چهارشنبه 3 خرداد 1391فال و طالع بینی روز چهارشنبه 3 خرداد 1391ازدواج عجیب و بچهدار شدن یک خواهر و برادر +عکسدختر ایرانی که ملکه زیبایی کانادا شده است! +تصاویرعکس های دیدنی از عجیب ترین روش زیبایی خانم ها!تجاوز وحشتناک و 10 ساله پدری بیرحم به دختر خود!عجیب و خنده دار ترین مهریه های ثبت شده در ایران!به این دلایل میتوانی به دختر بودنت افتخار کنی! (طنز)حراج لباس زیر ملکه انگلستان برای دومین بار! +عکساعتیاد عجیب و باورنکردنی یک دختر بچه به...! +عکسپسر 14ساله ایرانی جوانترین استاد دانشگاه جهان!!فال و طالع بینی روز پنجشنبه 4 خرداد 1391زیباترین خانم سیاستمدار تایلند یک مرد است +عکسعکس هایی دیدنی از زیبا و بزرگترین استخر شنای دنیاعکس های جالب و دیدنی روز پنجشنبه 4 خرداد 1391شکستن رکوردهای کاهش وزن از نوع ایرانی +تصاویرمعتاد کردن دختری 4 ساله و معصوم در آمریکا +عکسانگشت خانم آشپز لای ساندویچ و زیر دندان مشتری!!فتح باورنکردنی اورست توسط زنی 73 ساله! +عکس
مطالب تصادفی
فهرستی از اسامی اصیل ایرانی+ معنیبامزه ترین فیلم های سال 2011 و 2012بفرمایید شام ، چندش آور ترین غذاهای دنیا!! +عکسگیاهی مفید برای افزایش اشتهاببینید تا دلتون آب بشه !!! (تصویری)ده راز طول عمر افراد 100 سالهدلیل علمی ارتعاشات منار جنبان اصفهانفال روز دوشنبه 29 فروردین 1390دوقلوهای سلن دیون 42 ساله متولد شدند (+عکس)ریختن آب جوش بر سر مستخدم زن + عکس
مطالب این بخش
با عضویت در این گروه بهترین ها را دریافت کنید !!بهترین داستانهای جهان با موضوعیت چتر!جملات عاشقانه از فریدون مشیریلحظه های کاغذی:اثر مرحوم قیصر امین پورزاویه نشین ها نوشته:جبران خلیل جبرانالو؟؟... خونه خدا؟؟ خدایا نذار بزرگ شمداستان کوتاه متشکرم : اثری از آنتوان چخوفداستان راز خوشبختیپنج شعر معروف از اخوان ثالثشعرهایی زیبا از خورخه لوئیس بورخسترجمهی چند ت شعر از سه شاعر آلمانیکتابهایی که دنیا را تکان دادند!!گزیده شعرهای آنتوان دوسنت اگزوپرییکی از داستان های عشقی، تلخ و شیرینعبور از پل های زندگی(داستان آموزنده)نامه ای از طرف خداوندبه نام خداوندگار عشق(داستان)"رایانامه" به جای "ایمیل"صادرات و واردات کلمهیک داستان معنوی









فروشـــگاه سایت




































