عکس های دیدنی از عجیب ترین روش زیبایی خانم ها!عکس هایی دیدنی از زیبا و بزرگترین استخر شنای دنیادختر ایرانی که ملکه زیبایی کانادا شده است! +تصاویرزیباترین خانم سیاستمدار تایلند یک مرد است +عکسانگشت خانم آشپز لای ساندویچ و زیر دندان مشتری!!اعتیاد عجیب و باورنکردنی یک دختر بچه به...! +عکسازدواج عجیب و بچهدار شدن یک خواهر و برادر +عکسحراج لباس زیر ملکه انگلستان برای دومین بار! +عکسمعتاد کردن دختری 4 ساله و معصوم در آمریکا +عکسبه این دلایل میتوانی به دختر بودنت افتخار کنی! (طنز)عجیب و خنده دار ترین مهریه های ثبت شده در ایران!فتح باورنکردنی اورست توسط زنی 73 ساله! +عکسشکستن رکوردهای کاهش وزن از نوع ایرانی +تصاویرتجاوز وحشتناک و 10 ساله پدری بیرحم به دختر خود!پسر 14ساله ایرانی جوانترین استاد دانشگاه جهان!!فال و طالع بینی روز پنجشنبه 4 خرداد 1391عکس های جالب و دیدنی روز پنجشنبه 4 خرداد 1391
فال انبیاء الهیفال عشق و ازدواجفال تاروتفــــــــــــال حـــــــافـــــــــــظفال بوسیله قرآنفال پاسور یا همان ورق ( فال احساس )فال عاشقانهعكس ازدواج مرد 60 ساله و دختر 13 سالهجدیدترین مدلهای کت و دامن مجلسی زنانه 2011فال لاک پشتفال روز عشقجدیدترین مدلهای تزئین سفره هفت سین نوروزعکسهای رامونا امیری ، ملکه زیبایی کانادافال نقطه ها
نوای یار 89 (تصویری)آموزش سبک جدید انگلیسیآموزش حرفه ای 3Ds Max 3آموزش آشپزی غذاهای چینیپک طرحهای لایه باز آماده 1آموزش مکالمه زبان نروژیآموزش پرورش گلهای آپارتمانیمجموعه موسیقی بی کلاممستند عزاداری در ايرانمستند کارخانه John Deereمستند ازدواج در فرهنگ مختلفآموزش تردستی با پاسورتحلیل 24 نقاشی برتر دنیا
عطر ماه های تولد آموزش تصویری فوتبالآموزش زبان رزتا استون 2009آموزش زبان عربیآموزش دفاع شخصی خیابانیآموزش رمز و رازهای فتوشاپآموزش سنگ نوردی
ستارهها در آبگیر به پشت خوابیدهاند
● درباره صمد جامی و اندیشهاش
دربارة شخصیت «صمد جامی»، ویژگیها و چگونه بودنش، ـ در یک سال اخیرـ حرفهای زیادی زده شده است. در این نوشته قصد بر این است که بیشتر روی شعرهای صمد که به تازگی در مجموعهای منتشر شده؛ صحبت شود.
اما من نیز ناگزیرم تا بگویم که صمد اهل درد بود و با آن زیست و با آن مرد و ذرهذرههای دردش هم در سطرسطر شعرهایش پیداست: «نه ابر/ نه باران/ و نه خاک/ و نه خورشید/ هیچ یک/ خوشهها/ فقط خوشههاـ / طعم داس را چشیدهاند.» (داس، ص ۱۰۱) و این مسئله باعث شده تا او فقط در لحظههای دردمندی به سراغ شعر برود و تلخیها را به ثبت رسانده است. شاید این امر در شعر خیلیها باشد، حتی آنهایی که روزمرة خوبی دارند و شاد هستند؛ تنها به ثبت لحظات اندوه میپردازند.
شاید جالب باشد که بگویم صمد گاه همسو با هدایت و کافکا پیش میرود و در لحظات عاقلانهاش شبیه شاملو و خیام میشود!
البته در بعضی از لحظههای عاشقانه، میتوان امیدواری را هم در شعرهای صمد دید: «دوباره میآیی/ و کوچه از تاپتاپ کفشهایی عاشق/ پر میشود/ با دکمههای آفتابیات/ از نردبان فصلها بالا میروی؟ کلاغها را در سیاهی چشمانت چال میکنی/ و من/ عطر بهار را میشنوم/ که در منقار کبوتری/ نزدیک میشود.» (فصلینیامده، ص۸۳)
● غزلها
غزلهای این مجموعه بیشتر محصول سالهای ۷۸ و ۷۹ است. یادم میآید که آن وقتها که صمد به انجمن شعر میآمد؛ (سالهای ۷۹ تا ۸۱) میگفت که دیگر مدتی است غزل نمیگوید. غزلهای صمد واقعاً ساده و در عین حال شنیدنی و زیبا هستند. سهل ممتنعی است که به راحتی، حرفهای ساده را وارد غزل کرده است:
باران گرفته است، کسی توی کوچه نیست
و کوچه مثل خلوت پیراهن زنیست
وقتی که باد میوزد و باز میکند
دکمه به دکمه پنجره را مرد، دیدنی ست (شاید، ص ۱۲)
استفاده از ردیفهای دشوار و پیاده کردن آن در شعر، از ویژگیهای دیگر غزلهای «جامی» است:
یک برگ رو نکرده همان آس خشت که ...
آن برگ نانوشته و این سرنوشت که ...
یک شاعر گرسنه در آن سوی میز مرگ
در ابتدای دفتر شعرش نوشت که:
ما نان نداشتیم، (و) تقدیر تلخ ماست
زندان، سکوت، دوزخ و ... آن سو بهشت که ... (آس خشت، ص۱۰)
و یا:
نه ابر بود و نه باران ... دو مرد، یک لیوان
و جرعهجرعه فروریخت، سرد، یک لیوان
دوباره بطری خالی، لبی ترکخورده
و باز بطری دیگر، و درد، یک لیوان، (یک لیوان، ص ۱۹)
و یا غزلی با ردیف «مرد» که به فتح و ضم «میم» میشود آن را خواند و با هر دو هم قابل تأویل است:
ساعت درست روی چاهار ایستاد، مرد
پیچید سمت کوچة بنبست، باد مرد
باران گرفت و … ثانیهها چکهچکه ... ریخت
آورد … سنگفرش… زنی را به یاد، مرد،
ساعت هنوز روی چاهار ایستاده است
در انتظار معجزة ان یکاد ... مرد. (ساعت چاهار، ص ۳۴)
اگرچه به نظر میرسد که شعرهای صمد در فضاهای شبیه به هم اتفاق میافتد و عناصر و شخصیتها خیلی به هم نزدیکاند؛ اما بهرغم این مسئله در بعضی غزلها حرفهای تازه و بکری زده میشوند که واقعاً زیبا هستند:
وقتی که تقویم ما هم، از جنس خورشید و ماه است
یعنی که حتی زمین هم، در کار ما روسیاه است
تقصیر سیب است و گندم، این روزها ما ملولایم
با فرض تقدیر بودن، قابیل هم بیگناه است (تقویم، ص ۳۱)
● شعرهای سپید
هر چند در شعرهای، غزل و سپید، این مجموعه، ذهنیت بر عینیت میچربد؛ و گاه در به کارگیری ذهنیت و استعاره زیادهروی شده، اما گاه به خلق تصاویری زیبا منجر میشود. در شعر زیر باز شدن دکمههای پیراهن، به زیبایی به هلال و قرص ماه تشبیه شدهاند:
«در دیشب چشمانت/ که هی دکمههایت ماه میشوند/ و هی ابر میپوشاندشان/ که باد از شکاف پنجره فلوت میزند / تا دختری بر روی پرده برقصد/ و دستی امتداد راه شیری را/ تا یقة پیراهنت که هی دکمههایت بدر شوند/ و هی هلال/ در دیشب چشمانت/ که خواب از گلوی اتاق پایین نمیرود/ مردی در دیشب چشمانت/ شهاب میشود.» (در دیشب چشمانت، ص ۷۴)
در سپیدهای این مجموعه، شاعر رفتهرفته زبان خودش را پیدا کرده است. به طوری که کفة سنگین معنامداری را کمی به سمت زبانمداری برده و راحتتر حرف زده است.
در مجموع «صمد جامی» بهرغم همة این حرفها، شاعری است که مفهومگرایی شعرش را در اولویت قرار میدهد. در واقع او، مثل بسیاری، معتقد است که شعر باید حرفی برای گفتن داشته باشد.
صمد کاری به این مسائل ندارد و دارد شعرش را میگوید و تو اگر دقیق باشی از میان شعرهایش میتوانی لحظات تازه و تصاویر بکر را شکار کنی و از تماشایشان لذت ببری:
«آرزوهایت را که زیر پایت بگذاری/ قدت بلندتر میشود» (خاکستری، ص ۶۰)
و نیز این سطر زیبا که نشان از یک ذهن خلاق شاعرانه دارد:
«ستارهها در آبگیر به پشت خوابیدهاند» (سیگار، ص ۸۲)
● تأثیرپذیری از شاملو
در این مجموعه گاه دیده میشود که زبان شاملو بر شعرها سوار است. البته گاه زبان شاملو است و بعضی وقتها حتی موضوع و عین کلمات و ترکیبهای مورد استفادة او. باید گفت تا جایی که تقلید جای تأثیر را نگیرد چندان ایرادی ندارد.
برای مثال شعر زیر از آن جمله است که «از زخم قلب آبایی»ی شاملو را تداعی میکند: «گیسوانت/ دختران دشت/ چشمانت/ دختران انتظار/ سینهات/ آلاچیقهای نو/ پاهایت/ روز، خستهگی دویدن/ و دستانت/ چه کسی را صیقل خواهد داد» (شعری ...، ص ۳۸)
اما گاه این تأثیرپذیری در جهت مثبت است، به طوری که شاعر با بهرهگیری از آن زبان، شعر خودش را سروده است: «... چه سادهاند/ چه معصوم و چه کوچک/، تمام دلخوشیشان،/ سیگاری است که دزدانه میکشند / و دخترک همسایه / که زدانهاش میپاید» (سنگ سارا، ص ۴۲)
به نظر میرسد که این تأثیرپذیری، در شعرهای ابتدایی صمد به چشم میخورد. این مسئلهای عادی است چرا که حتی بسیاری از بزرگان شعر امروز در شروع کار تحت تأثیر زبانی یکی از شاعران بودهاند.
و نیز به نظر میرسد که شعرهای این دفتر، تقریباً، به ترتیب تاریخ سرایش چاپ شده است و این خودش به ما کمک میکند تا سیر حرکت زبانی شاعر را به خوبی حس کنیم. «دا ...روخانهها را بیهوده نگردی ...د/ در … مان ندا ...رد/ درد … را از هر سو که بخوانی … درد است/ آینه/ «نامرد» را «درمان» میکند؟ و «درد» / همچنان «درد» است.» (درد، ص ۴۰)
● دربارة این مجموعه
مجموعة شعر «یک نفر آمد و رفت ...» ۱۰۲ صفحه دارد. این مجموعه به دو بخش «غزل» و «سپید» تقسیم شده است که البته در بین سپیدها، تک و توک شعر نیمایی هم آمده است. این کتاب از سوی انتشارات «گیلهوا» و با تیراژ ۳۰۰۰ و قیمت ۸۵۰ تومان منتشر شده است.
همیشه بر این نکته تأکید دارم که شعرهای خوب با انتشار خوب همراه است. حالا هم با همة احترامی که برای همه قایلم عرض میکنم که این کتاب میتوانست شکیلتر از این طراحی و چاپ شود. شاید اگر خود صمد الان پیش ما بود روی این مسئله حساسیت نشان میداد.
حتی معتقدم اگر صمد خودش دست به اقدام برای چاپ میزد تعدادی از شعرهای سپید و حتی بعضی غزلها را در این مجموعه نمیآورد و گذشته از این که ایرادهای تایپی را برطرف میکرد؛ ایرادهای وزنیِ بعضی از غزلها را هم برطرف میکرد یا آنها را کنار میگذاشت.
به هر حال اگر قرار شد این مجموعه روزی به چاپ دوم برسد، باید دقت بیشتری انجام شود و در این راه از نظرات اهل شعر و کتاب هم باید استفاده کرد تا مجموعة منتشرشده هر چه بهتر و قویتر از چاپ دربیاید.
دربارة شخصیت «صمد جامی»، ویژگیها و چگونه بودنش، ـ در یک سال اخیرـ حرفهای زیادی زده شده است. در این نوشته قصد بر این است که بیشتر روی شعرهای صمد که به تازگی در مجموعهای منتشر شده؛ صحبت شود.
اما من نیز ناگزیرم تا بگویم که صمد اهل درد بود و با آن زیست و با آن مرد و ذرهذرههای دردش هم در سطرسطر شعرهایش پیداست: «نه ابر/ نه باران/ و نه خاک/ و نه خورشید/ هیچ یک/ خوشهها/ فقط خوشههاـ / طعم داس را چشیدهاند.» (داس، ص ۱۰۱) و این مسئله باعث شده تا او فقط در لحظههای دردمندی به سراغ شعر برود و تلخیها را به ثبت رسانده است. شاید این امر در شعر خیلیها باشد، حتی آنهایی که روزمرة خوبی دارند و شاد هستند؛ تنها به ثبت لحظات اندوه میپردازند.
شاید جالب باشد که بگویم صمد گاه همسو با هدایت و کافکا پیش میرود و در لحظات عاقلانهاش شبیه شاملو و خیام میشود!
البته در بعضی از لحظههای عاشقانه، میتوان امیدواری را هم در شعرهای صمد دید: «دوباره میآیی/ و کوچه از تاپتاپ کفشهایی عاشق/ پر میشود/ با دکمههای آفتابیات/ از نردبان فصلها بالا میروی؟ کلاغها را در سیاهی چشمانت چال میکنی/ و من/ عطر بهار را میشنوم/ که در منقار کبوتری/ نزدیک میشود.» (فصلینیامده، ص۸۳)
● غزلها
غزلهای این مجموعه بیشتر محصول سالهای ۷۸ و ۷۹ است. یادم میآید که آن وقتها که صمد به انجمن شعر میآمد؛ (سالهای ۷۹ تا ۸۱) میگفت که دیگر مدتی است غزل نمیگوید. غزلهای صمد واقعاً ساده و در عین حال شنیدنی و زیبا هستند. سهل ممتنعی است که به راحتی، حرفهای ساده را وارد غزل کرده است:
باران گرفته است، کسی توی کوچه نیست
و کوچه مثل خلوت پیراهن زنیست
وقتی که باد میوزد و باز میکند
دکمه به دکمه پنجره را مرد، دیدنی ست (شاید، ص ۱۲)
استفاده از ردیفهای دشوار و پیاده کردن آن در شعر، از ویژگیهای دیگر غزلهای «جامی» است:
یک برگ رو نکرده همان آس خشت که ...
آن برگ نانوشته و این سرنوشت که ...
یک شاعر گرسنه در آن سوی میز مرگ
در ابتدای دفتر شعرش نوشت که:
ما نان نداشتیم، (و) تقدیر تلخ ماست
زندان، سکوت، دوزخ و ... آن سو بهشت که ... (آس خشت، ص۱۰)
و یا:
نه ابر بود و نه باران ... دو مرد، یک لیوان
و جرعهجرعه فروریخت، سرد، یک لیوان
دوباره بطری خالی، لبی ترکخورده
و باز بطری دیگر، و درد، یک لیوان، (یک لیوان، ص ۱۹)
و یا غزلی با ردیف «مرد» که به فتح و ضم «میم» میشود آن را خواند و با هر دو هم قابل تأویل است:
ساعت درست روی چاهار ایستاد، مرد
پیچید سمت کوچة بنبست، باد مرد
باران گرفت و … ثانیهها چکهچکه ... ریخت
آورد … سنگفرش… زنی را به یاد، مرد،
ساعت هنوز روی چاهار ایستاده است
در انتظار معجزة ان یکاد ... مرد. (ساعت چاهار، ص ۳۴)
اگرچه به نظر میرسد که شعرهای صمد در فضاهای شبیه به هم اتفاق میافتد و عناصر و شخصیتها خیلی به هم نزدیکاند؛ اما بهرغم این مسئله در بعضی غزلها حرفهای تازه و بکری زده میشوند که واقعاً زیبا هستند:
وقتی که تقویم ما هم، از جنس خورشید و ماه است
یعنی که حتی زمین هم، در کار ما روسیاه است
تقصیر سیب است و گندم، این روزها ما ملولایم
با فرض تقدیر بودن، قابیل هم بیگناه است (تقویم، ص ۳۱)
● شعرهای سپید
هر چند در شعرهای، غزل و سپید، این مجموعه، ذهنیت بر عینیت میچربد؛ و گاه در به کارگیری ذهنیت و استعاره زیادهروی شده، اما گاه به خلق تصاویری زیبا منجر میشود. در شعر زیر باز شدن دکمههای پیراهن، به زیبایی به هلال و قرص ماه تشبیه شدهاند:
«در دیشب چشمانت/ که هی دکمههایت ماه میشوند/ و هی ابر میپوشاندشان/ که باد از شکاف پنجره فلوت میزند / تا دختری بر روی پرده برقصد/ و دستی امتداد راه شیری را/ تا یقة پیراهنت که هی دکمههایت بدر شوند/ و هی هلال/ در دیشب چشمانت/ که خواب از گلوی اتاق پایین نمیرود/ مردی در دیشب چشمانت/ شهاب میشود.» (در دیشب چشمانت، ص ۷۴)
در سپیدهای این مجموعه، شاعر رفتهرفته زبان خودش را پیدا کرده است. به طوری که کفة سنگین معنامداری را کمی به سمت زبانمداری برده و راحتتر حرف زده است.
در مجموع «صمد جامی» بهرغم همة این حرفها، شاعری است که مفهومگرایی شعرش را در اولویت قرار میدهد. در واقع او، مثل بسیاری، معتقد است که شعر باید حرفی برای گفتن داشته باشد.
صمد کاری به این مسائل ندارد و دارد شعرش را میگوید و تو اگر دقیق باشی از میان شعرهایش میتوانی لحظات تازه و تصاویر بکر را شکار کنی و از تماشایشان لذت ببری:
«آرزوهایت را که زیر پایت بگذاری/ قدت بلندتر میشود» (خاکستری، ص ۶۰)
و نیز این سطر زیبا که نشان از یک ذهن خلاق شاعرانه دارد:
«ستارهها در آبگیر به پشت خوابیدهاند» (سیگار، ص ۸۲)
● تأثیرپذیری از شاملو
در این مجموعه گاه دیده میشود که زبان شاملو بر شعرها سوار است. البته گاه زبان شاملو است و بعضی وقتها حتی موضوع و عین کلمات و ترکیبهای مورد استفادة او. باید گفت تا جایی که تقلید جای تأثیر را نگیرد چندان ایرادی ندارد.
برای مثال شعر زیر از آن جمله است که «از زخم قلب آبایی»ی شاملو را تداعی میکند: «گیسوانت/ دختران دشت/ چشمانت/ دختران انتظار/ سینهات/ آلاچیقهای نو/ پاهایت/ روز، خستهگی دویدن/ و دستانت/ چه کسی را صیقل خواهد داد» (شعری ...، ص ۳۸)
اما گاه این تأثیرپذیری در جهت مثبت است، به طوری که شاعر با بهرهگیری از آن زبان، شعر خودش را سروده است: «... چه سادهاند/ چه معصوم و چه کوچک/، تمام دلخوشیشان،/ سیگاری است که دزدانه میکشند / و دخترک همسایه / که زدانهاش میپاید» (سنگ سارا، ص ۴۲)
به نظر میرسد که این تأثیرپذیری، در شعرهای ابتدایی صمد به چشم میخورد. این مسئلهای عادی است چرا که حتی بسیاری از بزرگان شعر امروز در شروع کار تحت تأثیر زبانی یکی از شاعران بودهاند.
و نیز به نظر میرسد که شعرهای این دفتر، تقریباً، به ترتیب تاریخ سرایش چاپ شده است و این خودش به ما کمک میکند تا سیر حرکت زبانی شاعر را به خوبی حس کنیم. «دا ...روخانهها را بیهوده نگردی ...د/ در … مان ندا ...رد/ درد … را از هر سو که بخوانی … درد است/ آینه/ «نامرد» را «درمان» میکند؟ و «درد» / همچنان «درد» است.» (درد، ص ۴۰)
● دربارة این مجموعه
مجموعة شعر «یک نفر آمد و رفت ...» ۱۰۲ صفحه دارد. این مجموعه به دو بخش «غزل» و «سپید» تقسیم شده است که البته در بین سپیدها، تک و توک شعر نیمایی هم آمده است. این کتاب از سوی انتشارات «گیلهوا» و با تیراژ ۳۰۰۰ و قیمت ۸۵۰ تومان منتشر شده است.
همیشه بر این نکته تأکید دارم که شعرهای خوب با انتشار خوب همراه است. حالا هم با همة احترامی که برای همه قایلم عرض میکنم که این کتاب میتوانست شکیلتر از این طراحی و چاپ شود. شاید اگر خود صمد الان پیش ما بود روی این مسئله حساسیت نشان میداد.
حتی معتقدم اگر صمد خودش دست به اقدام برای چاپ میزد تعدادی از شعرهای سپید و حتی بعضی غزلها را در این مجموعه نمیآورد و گذشته از این که ایرادهای تایپی را برطرف میکرد؛ ایرادهای وزنیِ بعضی از غزلها را هم برطرف میکرد یا آنها را کنار میگذاشت.
به هر حال اگر قرار شد این مجموعه روزی به چاپ دوم برسد، باید دقت بیشتری انجام شود و در این راه از نظرات اهل شعر و کتاب هم باید استفاده کرد تا مجموعة منتشرشده هر چه بهتر و قویتر از چاپ دربیاید.
تعداد نمایش ۱۱۳۳ بار
ارسال شده در ۰۰۰۰/۰۰/۰۰ ۰۰:۰۰:۰۰
برترین مطالب هفته
عکس هایی جنجالی از مهناز افشار با یک لباس خاص!عکس های دیدنی از عجیب ترین روش زیبایی خانم ها!عکس های جالب و دیدنی روز چهارشنبه 3 خرداد 1391ازدواج عجیب و بچهدار شدن یک خواهر و برادر +عکسدختر ایرانی که ملکه زیبایی کانادا شده است! +تصاویرفال و طالع بینی روز چهارشنبه 3 خرداد 1391تجاوز وحشتناک و 10 ساله پدری بیرحم به دختر خود!عکس هایی دیدنی از زیبا و بزرگترین استخر شنای دنیاعجیب و خنده دار ترین مهریه های ثبت شده در ایران!به این دلایل میتوانی به دختر بودنت افتخار کنی! (طنز)اعتیاد عجیب و باورنکردنی یک دختر بچه به...! +عکسحراج لباس زیر ملکه انگلستان برای دومین بار! +عکسزیباترین خانم سیاستمدار تایلند یک مرد است +عکسعکس های جالب و دیدنی روز پنجشنبه 4 خرداد 1391پسر 14ساله ایرانی جوانترین استاد دانشگاه جهان!!فال و طالع بینی روز پنجشنبه 4 خرداد 1391انگشت خانم آشپز لای ساندویچ و زیر دندان مشتری!!شکستن رکوردهای کاهش وزن از نوع ایرانی +تصاویرمعتاد کردن دختری 4 ساله و معصوم در آمریکا +عکسفتح باورنکردنی اورست توسط زنی 73 ساله! +عکس
مطالب تصادفی
سه کارتن خواب، یک نفر را خوردندزنانی که جایزه نوبل را دریافت کردندمراقبت طبیعی ناخن و ترمیم آنتوهم مرد معتاد پس از تماشای فیلمعکس هایی خنده دار و جالب از سوژه های ایرانیکیفیت و استاندارد باور نکردنی ژاپنی هارنگ مناسب لباس بر اساس سال تولدعبور از جاده کندوان از امروز محدود میشودقابل توجه دختران تنبل!!ست کامل و بی نظیر مانیکور و پدیکور ناخن
مطالب این بخش
با عضویت در این گروه بهترین ها را دریافت کنید !!بهترین داستانهای جهان با موضوعیت چتر!جملات عاشقانه از فریدون مشیریلحظه های کاغذی:اثر مرحوم قیصر امین پورزاویه نشین ها نوشته:جبران خلیل جبرانالو؟؟... خونه خدا؟؟ خدایا نذار بزرگ شمداستان کوتاه متشکرم : اثری از آنتوان چخوفداستان راز خوشبختیپنج شعر معروف از اخوان ثالثشعرهایی زیبا از خورخه لوئیس بورخسترجمهی چند ت شعر از سه شاعر آلمانیکتابهایی که دنیا را تکان دادند!!گزیده شعرهای آنتوان دوسنت اگزوپرییکی از داستان های عشقی، تلخ و شیرینعبور از پل های زندگی(داستان آموزنده)نامه ای از طرف خداوندبه نام خداوندگار عشق(داستان)"رایانامه" به جای "ایمیل"صادرات و واردات کلمهیک داستان معنوی









فروشـــگاه سایت




































