آقایان حتماً بخوانند!!!

● تنیدگی را از خود دور کنید
بانی استریچ، مردی که شغل و سمت عالی وی سرانجام به بیماری قلبی او منجر شد، چنین می نویسد: «هیچ چیز ارزش زندگیتان را ندارد، حتی شغلتان!»
با نگاهی به عکسهای عصبی و رنگ پریده تونی بلر، نخست وزیر بریتانیا در روزنامه ها، با صدای بلند می گویم: «اگر بر زندگی خود ارج می نهی، حرفه خود را ترک کن.» گفته های پزشکان مبنی بر وخیم نبودن شرایط جسمانی او و این که بیماری قلبی وی زندگی اش را تهدید نمی کند از نظر من اهمیت چندانی ندارد.
تونی بلر ممکن است فرد سالمی باشد که تغذیه مناسبی دارد و در استعمال دخانیات زیاده روی نمی کند، اما تحت فشار شدید قرار دارد و در این مورد به وی هشدار داده شده است.
شاید اگر مشابه حادثه ای که برای من رخ داد برای شما نیز رخ دهد، به همه دارایی خود به جز شلغتان قانع خواهید بود! من متقاعد هستم که استرس(فشار روانی) حاصل از حرفه و مقام بلند پایه من به عنوان یک سرمایه گذار موفق نقش بسیار بزرگی در آگاه کردن من از خطر داشت و اکنون دیدگاه خود را نسبت به زندگی به طور کامل تغییر داده ام. کار کردن سخت در شرایطی که تحت فشار روانی قرار دارید مشکل آفرین است. مطمئن هستم که تونی بلر نیز مانند بسیاری از مردان دیگر خود را فردی کاملاً سالم فرض می کند. اما دستگاه اصلی که در ادامه زندگی ما نقش دارد و چگونگی مواظبت از آن را به فراموشی سپرده ایم و گمان می کنیم که شکست ناپذیر هستیم و هیچ حادثه ای برای ما رخ نخواهد داد.
● فعالیت مخاطره آمیز
چهل ساله هستم. بیماری قلبی ام از پنج ماه پیش آغاز شد. پیش از آن در شغل خود ریسک های بزرگی می کردم و به اصطلاح لقمه های بزرگ تر از دهان برمی داشتم. به طوری که درآن واحد بیش از ده معامله تجاری انجام دادم، بدون آنکه به مثبت بودن نتیجه آن اطمینان داشته باشم. گرچه سعی کردم با کاهش سفرهای تجاری به خارج از کشور کمی از سنگینی بار روی دوش خود بکاهم، اما به طور مستمر در ورطه نگرانی بودم. من روزی چند سیگار می کشیدم، هر نوع غذایی را که در دسترس بود با عجله صرف می کردم. اما بر این عقیده هستم که مخرب ترین عامل در ایجاد بیماری قلبی من استرس بود.
تصور من بر این بود که هنوز از شرایط جسمانی مطلوبی برخوردارم و با جلوگیری از افزایش وزن، مراجعه روزانه به ورزشگاه و ملاقات گاه و بیگاه پزشک موجب تسکین استرس حاصل از مشاغل خود می شوم. فشار خون، کلسترول و تاریخچه خانوادگی من همگی در وضعیت مطلوبی قرار داشتند. مرتباً با همسرم سانی و دو پسر ۱۲ و ۱۵ ساله خود به تعطیلات می رفتیم و زندگی شاد و مجللی در خانه بزرگ خود واقع در شهر کینگستون انگلستان داشتیم. بنابراین من با شتاب زیاد به مشاغل مختلف رسیدگی می کردم و تنها موضوعی که به ذهنم خطور نمی کرد این بود که قلبم بیمار باشد.
زندگی من در یک روز صبح یکشنبه در ماه مه سال جاری به طور کامل تغییر کرد. صبح با احساس بسیار خوبی از خواب برخاستم. به تازگی به محل جدید نقل مکان کرده بودیم و شب گذشته تا نزدیکی صبح ورود به خانه جدید را با دوستان جشن گرفته بودیم. آن روز من و سانی بچه ها را به پرستار سپردیم و خانه را ترک کردیم. تصمیم داشتیم وسایل جدید آشپزخانه را از فروشگاه تهیه کنیم.
● علائم اولیه
در انتظار یکی از فروشندگان بودیم که در قفسه سینه خود کمی احساس ناراحتی کردم. احساس درد نبود، بلکه احساسی شبیه کشیده شدن یکی از ماهیچه ها. این درد هشداری برای من نبود، چون ما هنگام اسباب کشی جعبه های سنگین را جابجا کرده بودیم و آن را دلیل این درد فرض کردم.
وقتی به طرف اتومبیل بازگشتیم، افزایش شدت درد مانند این بود که مسئله جدی است. با این وجود با خود فکر کردم که: «هرچه هست نمی تواند از قلبم باشد، چون من فقط چهل سال دارم.» اما احساس عجیبی به همراه سرگیجه داشتم و اتفاقاتی که در بدنم رخ می داد مرا به شدت عصبی کرده بود. یادآوری آن برایم خنده آور است، اما به طرف سانی برگشتم و گفتم: «من باید خداحافظی کنم، به گمانم امروز آخرین روز زندگی ام باشد!» سانی وحشتزده رانندگی اتومبیل را به عهده گرفت و با سرعت به سوی نزدیکترین مرکز درمانی رفتیم. وقتی وارد بیمارستان شدیم، پزشکی که در بخش پذیرش ایستاده بود با مشاهده دستم که روی سینه ام قرار داشت مرا مستقیماً به اتاق اورژانس برد. حدود چهار ساعت آنجا بودم و پس از گرفتن نوار قلب و تجویز دارو وضعیتم مطلوب اعلام شد. اولین کاری که پس از بازگشت به اتومبیل انجام دادم کشیدن سیگار بود. آن روز عصر احساس درد در دست چپ و بالای قفسه سینه ام شروع شد، گویی ماهیچه هایم در هم پیچیده باشند. بنابراین با پزشک عمومی تماس گرفته و خواهش کردم که مرا در منزل ملاقات کند، اما وی نپذیرفت و گفت برای آسیب دیدگی ماهیچه- چیزی که من هنوز باور داشتم- بیمار را خارج از مطب خود ملاقات نمی کند. او استفاده از مسکن ها را توصیه کرد که من آن را انجام دادم. صبح روز بعد احساس بهتری داشتم و مجدداً جعبه ها را جابه جا کردم. اما هنگام صرف ناهار از شدت درد تقریباً فریاد می کشیدم و سانی مرا با اتومبیل به بیمارستان کینگستون رسانید. پس از مطالعه نوار قلب و آزمایش خون اولین چیزی که پزشکان اظهار داشتند این بود که «ما نمی توانیم باور کنیم که بیمارستانی که دیروز به آن مراجعه کردید شما را مرخص کرده است. ضربان قلبتان نامنظم بوده و شما دچار سکته قلبی خفیفی شده اید که به نظر می رسد دیروز اتفاق افتاده است.» با این اوصاف در بیمارستان بستری شدم. انواع داروهای جلوگیری از لخته شدن خون و اسپری زیرزبانی تری نیترات برای انبساط شریانهای منقبض شده تجویز شد و یک عمل آنژیوپلاستی روی قلبم انجام گرفت و بدین ترتیب سه هفته در بیمارستان بستری بودم.
پس از تأثیر مطلوب درمان احساس بهتری داشتم، اما می دانستم که با وجود آنکه چهل ساله هستم، باید زندگی ام را به طور کامل تغییر دهم. سیگار را ترک کرده و تمام غذاهای پرچرب را از رژیم غذایی خود حذف کردم. من همیشه از خوردن سالاد نفرت داشتم، اما اکنون از آن لذت می برم. پیاده روی روزانه به مدت نیم ساعت به من توصیه شد که آن را به طور مرتب انجام می دهم.
● هشدار پزشکان
گرچه همه این تغییرات اهمیت زیادی داشتند، پزشکان به خصوص در مورد استرس (فشار روانی) زیاد، ساعات طولانی کار و نگرانی مداوم هشدار دادند. شاید در ظاهر فردی آرام بودم، اما همیشه نگرانی در مورد معاملات، کارمندان، خانواده، منزل، اتومبیلها و هر چیز دیگر همراه من بود. توصیه پزشکان این بود که استرس و فشار زندگی خود را به حداقل رسانیده و اهمیت سلامتی و خانواده خود را ارجحیت بنهم. «نگرانی را از خود دور کن» جمله ای است که توسط پزشکان تکرار می شود که در گفتار بسیار آسانتر از عمل است. تنها راه رهایی از نگرانی فرار از موقعیتهای استرس زاست.
پس از آنکه دچار حمله قلبی شدم، به برادرم که چهل و شش سال دارد هشدار داده شد که وی نیز ممکن است در معرض خطر بیماری قلبی قرار داشته باشد. بنابراین هموسستئین خون او- ماده ای شیمیایی موجود در خون که به وسیله استرس افزایش می یابد و نمایانگر خطر سلامتی شریانهاست- مورد آزمایش قرار گرفت. در حال حاضر وی سالم به نظر می رسد، اما برای جلوگیری از خطر بیماری قلبی شیوه زندگی خود را به نحو بهتری تغییر داده است.
بیماری قلبی تونی بلر خفیف اعلام شده است، اما به نظر من این گفته قطعاً یک هشدار است. برای من غیرقابل تصور است که فردی با دارابودن چنین وظیفه سنگینی قادر باشد شب هنگام با آرامش سر بر بالین بگذارد. او حتی در طول تعطیلات با خانواده خود قادر نخواهد بود ذهن خود را از مسائل آسوده سازد. توصیه من این است که هیچ چیز ارزش زندگیتان را ندارد، حتی مقام عالی نخست وزیری…
● چگونه استرس (فشار روانی) موجب بیماری قلبی می شود؟
فردی ظاهراً سالم به نظر می رسد. او ورزش می کند، از مصرف سیگار خودداری می کند و رژیم غذایی متعادلی دارد.
● پس دلیل بیماری قلبی او چیست؟
مهمترین عامل بیماری قلبی افزایش هموسستئین در خون می باشد که معمولاً مورد آزمایش قرار نمی گیرد. میزان این ماده در خون نه تنها به وسیله استرس افزایش می یابد، بلکه ارتباط محکمی با فروخوردن غضب دارد. همچنین استرس زیاد موجب از بین رفتن منیزیم معدنی می شود که از علائم اصلی آن آریتمی دهلیزی قلب است. ترکیب هموسستئین بالا و منیزیم پائین خطر حمله قلبی را تا هشت برابر افزایش می دهد. نوشیدن قهوه به مقدار زیاد میزان هموسستئین خون را افزایش داده و در عین حال موجب کاهش منیزیم می شود. بنابراین به افرادی که به حرفه های استرس زا اشتغال می ورزند توصیه می شود که رژیم غذایی خود را با مصرف منیزیم، اسید فولیک و ویتامین B۱۲ تکمیل نمایند. افزایش مصرف دانه ها و سبزیجات تیره مانند اسفناج، بروکلی و لوبیا برای این افراد مفید است.
● چگونه قلب خسته و فرسوده می شود؟
دکتر مارک پورتر می نویسد: علیرغم وجود حجم زیاد کار، قلب در شرایط نرمال بیمار نمی شود. اما معمول ترین مشکلی که قلب دچار آن می شود ضخیم شدن دیواره رگهایی است که دیواره ماهیچه ای قلب را تغذیه می کنند. استعمال دخانیات، دیابت، عدم ورزش، کلسترول بالا و رژیم غذایی نامناسب همگی موجب تشدید این بیماری شده و با باریک شدن رگها موجب خطر می شوند. حمله قلبی زمانی رخ می دهد که خون در بخش های باریک شده رگها لخته شده و موجب عدم تغذیه ماهیچه قلب شود. این حمله قلبی درد شدید ایجاد کرده و باعث ایست فعالیت الکتریکی طبیعی قلب برای ایجاد ضربان منظم می شود که در نهایت موجب انقباض مرتعش قلب یا ایست قلبی شده و منجر به مرگ حتمی می گردد، مگر این که ضربان قلب سریعاً به حالت نرمال بازگردد. در برخی موارد عمل پمپ قلب به سختی صورت می گیرد، بدون آن که مشکلی در ضربان قلب وجود داشته باشد. این پدیده مضر نیست، اما گاهی به شدت به کارآیی قلب آسیب می رساند، به طوری که در افراد مبتلا به بیماری جدی فشارخون (که موجب افزایش فشار، روی دیواره قلب می شود) خطر ایست قلبی وجود دارد. از علائم این بیماری را خستگی، عدم دفع مایعات بدن و تنگی نفس می توان نام برد.
● مزایای تمرینات ورزشی ایروبیک (هوازی)
کاهش تمرینات ورزشی در دهه بیست سالگی ممکن است به ما آسیبی نرساند. اما اگر این تمرینات را به طور مرتب انجام دهیم، در دوران کهنسالی کمتر در معرض خطر بیماری قلبی قرار خواهیم گرفت.
بهترین تمرینات ایروبیک پیاده روی و دوچرخه سواری هستند. مدت زمان این تمرینات باید تا حدی باشد که کمی موجب ریزش عرق بدن و تنگی نفس شود. این تمرینات سه روز در هفته به مدت ۳۰ دقیقه ایده آل هستند.
تمرینات ایروبیک از اهمیت زیادی برخوردارند. زیرا عضلات فعال بدن مانند قلب، که مرکز جریان خون است، نیاز به مقدار زیادی اکسیژن دارند. این تمرینات ورزشی موجب افزایش نیاز قلب، شش ها، گردش خون و همچنین ماهیچه های بدن به اکسیژن می شود. بنابراین هر قدر تمرینات ورزشی را بیشتر انجام دهید، فعالیت قلب و شش ها افزایش یافته و کارآیی گردش خون در بدن بیشتر خواهد بود.
● قلب سالم با تغذیه مناسب
مصرف زیاد چربیهای اشباع شده (کره، پیه، گوشت قرمز، تخم مرغ، شیر پرچرب، پنیر و ماست پرچرب) برای سلامتی قلب مضر است. حال آن که چربیهای غیراشباع (انواع روغنها مانند روغنهای زیتون، آفتابگردان، سویا، دانه انگور، بادام زمینی و کنجد) مناسب تر هستند. مصرف روزانه حداقل پنج قطعه میوه و سبزیجات، آنتی اکسیدانهای مورد نیاز بدن را تأمین می کند. آنتی اکسیدانها در حقیقت سلاح مناسبی برای جلوگیری از بیماریهای قلبی هستند.


پایگاه فرهنگی تفریحی ایران ناز

مطالب خواندنی و جالب

گالری عکس های دیدنی و جالب

Xبستن تبلیغ
بواسیر
Xبستن تبلیغ
آنلاین بازی کنید