چگونگی كنار آمدن زوجهای خوشبخت با اختلافات

همه ی ما با اختلاف و كشمكش با افراد، آشنا هستیم و حتماً مواقعی وجود داشته كه دیگران به شدت ما را عصبانی و آزرده كرده‌اند. چنین شرایطی در اثر تعارضات بین فردی ایجاد می‌شود كه می‌توان گفت هنگامی به وجود می‌آیند كه اعمال یك فرد با فرد دیگر مغایرت پیدا می‌كند.

اختلاف در روابط بین فردی اجتناب‌ناپذیر است و همین‌طور كه دو نفر بیشتر به یكدیگر وابسته می‌شوند، احتمال وقوع كمشكش میان آنها بیشتر می‌شود.

هر چه رابطه صمیمانه‌تر باشد، انتظار وقوع اختلاف و درگیری در آن بیشتر خواهد بود.خوشبخت

اختلافات معمولا میان دوستان، همسایگان، همكاران، والدین و فرزندان و… روی می‌دهد، اما بیشتر تحقیقات در زمینه ی اختلاف میان زن و شوهر انجام شده است، شاید به این علت كه زندگی آنها چنان با هم پیوند می‌خورد كه موقعیت‌های بسیار زیادی برای بروز ناسازگاری به‌وجود می‌آید. كمشكش‌ها به دلایل مختلفی اتفاق می‌افتند. همسران ممكن است بر سر هر چیزی جر و بحث كنند. اختلاف بر سر پول، حسادت یا انجام كارهای روزمره‌ ی خانه، همگی می‌توانند رابطه ی میان زن و شوهر را تیره و تار كنند. بنابراین شناخت عوامل اصلی اختلاف و نحوه ی صحیح كنار آمدن با آن از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.

چرا اختلاف ایجاد می‌شود؟

برخی روان‌شناسان عوامل اصلی ایجاد درگیری بین افراد را به سه گروه تقسیم می‌كنند:

1- اختلاف بر سر رفتارهای خاص: «تو هیچ وقت پاهایت‌ را نمی‌شویی؛ روز تولدم برایم چیزی نخریدی، باز هم دیر كردی».

2- اختلاف بر سر اصول و نقش‌ها: «باید در این مورد از من حمایت كنی.»

3- اختلاف بر سر خلق و خوی شخصی: «تو تنبل و بی‌ملاحظه‌‌ای»، و «تو آدم ولخرجی هستی».

زوج‌های خوشبخت چه كار می‌كنند؟

زوج‌‌های خوشبخت یك تفاوت اساسی با بقیه دارند: آنها رفتار همسرشان را مثبت تلقی می‌كنند! طرز تلقی ما از رفتار آزاردهنده ی طرف مقابل- یا حتی رفتار مثبت او- تاثیر بسیاری بر چگونگی حل و فصل اختلافات دارد.

مثلا تصور كنید آقای خانه فراموش می‌كند در راه بازگشت به خانه نان بخرد؛ اگر این زوج جزء گروه «زوج‌های خوشبخت» باشند، همسر او این اتفاق را كم اهمیت تلقی می‌كند كه به علت شرایط خاصی روی داده است، مثلا او با خود می‌گوید كه حتما ذهن همسرش به چیز دیگری مشغول بوده و فراموش كرده نان بخرد. اما در مورد زوجی دیگر ممكن است این مساله به این سادگی بر طرف نشود. یعنی خانم خانه این كار همسرش را به عنوان جنبه ی منفی، بسیار جدی‌تری از شخصیت او تلقی كند؛ مثلا این‌كه او شخصی بی‌وجدان، خودخواه ، بی‌ملاحظه و تنبل است. به همین صورت رفتارهای مثبت مثل هدیه دادن نیز ممكن است به شكلی منفی تعبیر شوند (حتماً از من چیزی می‌‌خواهد!) و یا با دید مثبتی نگریسته شوند (او خیلی با احساس است). تعدادی از محققان، نوع برداشت زوج‌های راضی و ناراضی از رفتار همسران‌شان را مورد بررسی قرار دادند. آن‌ها به این نتیجه رسیدند كه تفاوت شگرفی در نحوه ی توصیف انگیزه‌های رفتار طرف مقابل در این دو گروه وجود دارد. در واقع زوج‌های ناراضی معمولا دیدی كاملا منفی نسبت به رفتار همسرشان دارند، حتی وقتی رفتار او طوری است كه معمولا آن را می‌پسندند (مثلا وقتی از آنها تعریف می‌كنند)، و تعجبی هم ندارد كه این نوع نگرش باعث وخامت اوضاع ونارضایتی هر چه بیشتر در آنها می‌شود. در مقابل، زوج‌های راضی دید مثبتی نسبت به رفتار همسر خود دارند، حتی وقتی به طور معمول چنین رفتاری را نمی‌پسندند، و این مساله باعث بهبود رابطه و رضایت هر چه بیشتر آنها می‌شود.

زوج‌های ناراضی هر رفتار ناپسند همسرشان را:

از خصوصیات شخصیتی او می‌دانند (درونی).

طولانی مدت می‌دانند (پایدار).

رفتاری می‌دانند كه در زمینه‌های دیگر رابطه نیز وجود خواهد داشت (كلی).

و رفتار پسندیده همسرشان از دید آنها:

وابسته به شرایط است (بیرونی).

جزء رفتار معمول و همیشگی او نیست (ناپاپدار).

فقط در همان مورد خاص وجود دارد (جزیی).

این در حالی است كه زوج‌‌های راضی واكنشی كاملا بر عكس نشان می‌دهند؛ یعنی زوج‌های راضی هر رفتار ناپسند همسرشان را:

وابسته به شرایط می‌دانند (بیرونی).

جزء رفتار معمول و همیشگی او نمی‌دانند (ناپاپدار).

رفتاری می‌دانند كه در زمینه‌های دیگر رابطه وجود نخواهد داشت (جزئی).

و رفتار پسندیده ی همسران از دید آنها:

از خصوصیات شخصیتی اوست (درونی).

تكرار‌پذیر است (پایدار)

و احتمال دارد در دیگر موارد نیز روی دهد (كلی).

با یك مثال این مساله روشن‌تر می‌شود: فرض می‌كنیم خانم خانه ظرف‌ها را نشسته است. این رفتار ناپسند از دید یك زوج ناراضی به این صورت توصیف می‌شود: او به من توجه ندارد (درونی)، در این مدت این سومین بار است كه كارش را انجام نمی‌دهد (پایدار)، وظایف دیگرش را هم درست انجام نمی‌دهد (كلی).

اما یك زوج راضی می‌گوید: حتما مشغله‌اش زیاد است (بیرونی). بیشتر وقت‌ها كارش را سرموقع انجام می‌دهد (ناپایدار)، وظایف دیگرش را هم خوب انجام می‌دهد (جزیی).

در مورد رفتار مثبت و پسندیده نیز قضیه به همین صورت است. تصور كنید آقای خانه یك جعبه شكلات برای همسرش خریده است ،زوج ناراضی می‌گوید: حتماً مادرش به او گفته بخرد (بیرونی)، این اولین و آخرین بارش خواهد بود (ناپایدار)، می‌خواسته چاپلوسی بكند تا بتواند با دوستانش تا دیروقت بیرون بماند (جزیی)، اما نظر زوج راضی این‌گونه نیست: خیلی سخاوتمند است (درونی)، همیشه هدیه‌های غیرمنتظره به من می‌دهد (پایدار)، مثل دفعه پیش كه یك شام رمانتیك تدارك دیده بود (كلی).

نتیجه این است كه این نوع نگرش‌ها باعث بهبود و ارتقای كیفیت هر چه بیشتر رابطه زوج‌های راضی، و تخریب رابطه و ایجاد درگیری بیشتر در زوج‌های ناراضی می‌شود.

این بررسی نشان می‌دهد كه هنگام حل اختلافات، نه تنها باید نحوه نگرش خود به شرایط موجود و رفتار طرف مقابل را اصلاح كنیم، بلكه باید بدانیم آیا این نوع نگرش در حال تخریب رابطه است و یا به بهبود آن می‌انجامد. با شناخت نحوه برداشت خود و اصلاح آن در واقع می‌توانیم به بهبود رابطه، صمیمیت و رضایت هر چه بیشتر خود كمك كنیم.

اختلاف مثبت

افراد معمولا وجود اختلافات را جنبه‌ای منفی از روابط بین همسران می‌دانند، اما باید دانست كه اختلافات می‌توانند نقش مثبت و سازنده‌ای داشته باشند، در صورتی كه فرصت شفاف‌سازی تفاوت‌ها و گفت‌وگو در مورد نقش‌های هر یك از طرفین در یك رابطه را فراهم آورند. زوج‌هایی كه در همان سال‌های اول و مراحل ابتدایی رابطه، این مسایل جدال‌انگیز را حل و فصل كرده و پشت سر می‌گذارند، در مراحل بعدی كمتر دچار مشكلات و درگیری‌های جدی خواهند شد. پس اگر صحبت در مورد اختلافات و اقدام برای حل و فصل‌ آنها هر چه زودتر انجام شود، احتمال این‌كه «كار به جاهای باریك بكشد» كمتر می‌شود. تنها كاری كه باید كرد این است كه از وجود اختلافات و بیان آنها نهراسیم، آنها را بپذیریم و بعد راه‌حلی برای كنار آمدن با آنها پیدا كنیم. به‌ طوری كه «نه سیخ بسوزد و نه كباب»!

مطالب خواندنی و جالب

گالری عکس های دیدنی و جالب

Xبستن تبلیغ
بواسیر
Xبستن تبلیغ
آنلاین بازی کنید