زنان وهدفهای تربیتی

زنان و اهداف تربیتی14 تا 28 سالگی
در این دوره دختران با توجه به تحولات جسمی ـ روانی كه پیدا می كنند دغدغه ها و دل مشغولی های خاصی پیدا می كنند كه باید به آن كمك شود تا بتوانند این نگرانی ها و دغدغه ها را راحت تر تحمل نمایند و با آن بتوانند كنار بیایند. بدین جهت بخشی از اهداف تربیتی این دوره متوجه این مسئله می باشد كه به مهم ترین آنها اشاره می شود.
تعادل بخشی در توجه به ظاهر
یكی از نگرانی های دختران نوجوان در این دوره، مشكلاتی است كه از نظر قیافه ظاهر در بدن آنان ایجاد می شود. رشد سریع جسمانی آنان در این دوره موجب می شود كه دارای نوعی قامت دوكی شكل و ناهنجار گردند. رشد سریع استخوان ها، یك منظره ناموزون به آنان می بخشد و جوش های دوره نوجوانی، قیافه ظاهری شان را كاملا به هم می ریزد و این مسئله بالاخص برای یك بخشی از دختران كه بیش از حد متوجه بدن و جسم خود می باشند نگرانی های جدی در زندگی ایجاد می نماید و برای رفع این نگرانی دست به اقداماتی می زنند كه می تواند در آینده ضررهای جدی برای آنان در زندگی ایجاد نماید. از جمله اینكه به فكر رژیم غذایی و لاغری می افتند و در دوره ای كه بیش از دوره های دیگر نیاز به مواد غذایی لازم دارند خود را از بسیاری ازغذاها و ویتامین های ضروری محروم می كنند و این خود موجب بیماری های دشواری مثل بی اشتهایی روانی می شود. و به دنبال اقدامی تحقق ناپذیر و آرمان گرایانه می باشند یعنی پیدا كردن قیافه ای پسرانه كه غیر ممكن است.
برای برخورد مناسب با این مسئله، اولین رسالت و وظیفه پدر و مادر و معلمان و مربیان دختران نوجوان این است كه شناختی وسیع نسبت به تیپ ها و گرایش های مختلف دختران در این دوره پیدا نمایند. همان طور كه اشپرانگر در مورد نوجوانان، 8 تیپ ذكر می كند:
1ـ تیپ متوجه بدن و طبیعت
2- تیپ پر شور و زیبا پسند
3ـ تیپ متفكر
4ـ تیپ فعال كه ارزش های او متوجه پیشرفت و موفقیت است
5ـ تیپ ماجراجو یا متمایل به سلطه گری بر دیگران و شهرت طلبی
6 ـ تیپ اجتماعی با ظرفیت نوع پرستی و دیگر خواهی
7ـ تیپ اخلاقی، مشتاق، دوآتشه كه شدیدا از اصول اخلاقی دفاع می نماید
8ـ تیپ مذهبی توجه به این تیپ ها و تشخیص آنها می تواند كمك بسیار خوبی برای والدین و معلمان باشد.(1)
با توجه به نظریه اشپرانگر عده ای از نوجوانان همان طور كه گفته شد، از تیپی هستند كه متوجه بدن و ظاهر خود هستند. در این صورت وقتی تیپ او متوجه شد و والدین شناختند مرحله بعد تعدیل این توجه افراطی است. باید ضمن اینكه این تغییرات را طبیعی و از تحولات این دوره برای دختر جلوه دهیم، سعی شود توجه او را از ظاهر، به ارزش ها و زیبایی های باطنی سوق دهیم. با او در این مورد كه زیبایی ظاهر خیلی خوب است، اما همه زیبایی ها در زیبایی ظاهر نیست؛ بلكه زیبایی های باطنی وجود دارد كه اگر در فرد این زیبایی ها ایجاد شود هم ماندگار است و هم ارزشمند و در صورت برخورداری از این زیبایی ها نبودن زیبایی ظاهری، اصلا نمود ندارد و جلوه های شخصیتی فردی كه از زیبایی های باطنی برخوردار است به حدی چشمگیر است كه بقیه زیبایی ها را تحت الشعاع قرار می دهد.
توجه او را به این سخن گرانسنگ مولای پرهیزگاران حضرت علی (علیه السلام) جلب كنیم كه می فرمایند: « زینة البواطن خیر من زینة الظواهر »

« زینت های باطنی بهتر از زینت های ظاهری است.»
نكته جالبی كه از تحقیقاتی كه در سال 1995 در دانشگاه آریزونا به عمل آمد، نشان داد كه 90% دختران سفید پوست از میزان وزن خود ناراضی بودند. بر خلاف زنان سفید پوست 70% دختران سیاه پوست از ظاهر خود بسیار خشنود بودند. زیرا 64% آنها چند كیلو اضافه وزن را به لاغری مفرط ترجیح می دادند، به علاوه 65% آنها معتقد بودند كه زن با بالا رفتن سن از زیبایی بیشتری بهره مند می گردد. نكته جالب توجهی كه در فرهنگ دختران نوجوان سیاه پوست به چشم می خورد، اعتقاد آنها به زیبایی سیرت و درون و نه زیبایی برون است.(2)
همان طور كه ملاحظه می شود و نتیجه این تحقیقات نشان می دهد، دید دختران سفید پوست به زیبایی بسیار محدود و تنگ نظرانه است. در حالی كه دختران سیاه پوست از یك وسعت دید در مورد زیبایی برخوردارند و این مسئله ناموزون بودن قیافه ظاهری آنان را، برایشان قابل تحمل می كند. به هر حال همه دختران نوجوان باید یك وسعت دید در مورد زیبایی ها پیدا كنند كه در این صورت از نگاه افراطی آنان به زیبایی ظاهر كاسته می شود، متوجه زیبایی های دیگر می گردند. در غیر این صورت دختران در این دوره بر اساس نوع تصوری كه از زشتی و یا زیبایی خود پیدا می كنند و هم بر اساس نوع قضاوتی كه دیگران درباره زشتی و زیبایی آنها می كنند، ممكن است موضع درست یا ناصوابی را اتخاذ كنند. احساس شادابی و گاهی احساس تفاوت، گویای این احساس است.
به گفته هاوفیلد، زیبایی دختر ممكن است در چگونگی عقیده و رفتار و نظر وی در مورد زندگی، اثر فراوان داشته باشد. ممكن است بیش از اندازه به زیبایی خود مغرور گردد و به دیگران فخر و تكبر بفروشد، یا اینكه او را به خودآرایی وادارد و این رمز و راز بسیاری از بی بند و باری ها در آنان و خود نمایی هاست.(3) پس باید یكی از اهداف تربیت دختران در این دوره تعدیل توجه نسبت به ظاهر و مصروف داشتن فكر و ذهن او به سوی زیبایی های باطنی باشد، تاهم گرفتار نگرانی هایی كه منجر به گرفتن تصمیمات خطرناك در زندگی وی می گردد نشود و هم اینكه به خودآرایی و جلوه گری و بی بند و باری كشیده نشود.

كسب هویت
یكی دیگر از الزامات تربیتی در این دوره كمك به دختران نوجوان برای كسب هویت است. به بیان دیگر در این دوره نوجوانان با سه سؤال عمده و اساسی در زندگی روبه رو هستند. من كی هستم؟ از كجا آمده ام؟ و به كجا خواهم رفت؟ تا زمانی كه به این سه سؤال اساسی زندگی خود دست نیابد آرامش روانی نخواهد یافت و دچار بحرانی جدی به نام بحران هویت خواهد شد.
از این رو یكی از مساعدت هایی كه در این دوره باید با نوجوان به عمل آید، كمك به او برای كسب هویت است. او باید پاسخ درستی برای اینكه كسی هست داشته باشد كه البته مجموعه القائاتی كه از دوران كودكی به او در مورد شخصیتش شده است، او را به احساسی در مورد خود می رساند كه اگر القائات در دوران كودكی توسط خانواده مثبت بوده باشد او احساس خوبی نسبت به خود دارد و اگر القائات منفی بوده باشد و مرتب او را به عنوان فردی بی عرضه، تنبل، بی لیاقت و اینكه به درد هیچ كاری نمی خورد، خطاب شده باشد؛ این مجموعه القائات منفی موجب می شود كه او احساس منفی نسبت به خود داشته باشد. به هر حال آنچه كه مورد بحث است این است كه او باید پاسخ درستی برای خود در مورد خودش داشته باشد كه اگر این پاسخ را از مراجع ذی صلاح نگیرد، برای كسب هویت خود به دوستان و گروه همسالان پناه می برد و سعی می كند با عمل كردن به طبق میل آنها و پذیرش ارزش های گروه، احساس استقلال و بلوغ خود را به اثبات برساند و گاهی برای نشان دادن وحدت و یكرنگی با آنها، تیپ خالی از پوشش و یا آرایش را برای خود برمی گزیند كه نشانه استقلال و هویت جدید اوست. و اینجاست كه پدر و مادر یكه می خورند و دچار نگرانی می گردند و از اینكه چرا دخترشان اقدام به این عمل نموده است سخت متأسف و غمگین می گردند و او را مورد تنبیه و سرزنش قرار می دهند.
در حالی كه در اینگونه موارد پدر و مادر باید سعی نمایند مسئله را از طریق عاقلانه ای حل نمایند و او را از خود، بیگانه و منتزع ننمایند. و باید به جای تنبیه و سرزنش با او صمیمانه به صحبت نشسته و به بیان احساسات خود بپردازند. كه در این صورت او هم شروع به درد دل می كند و از احساسات سرخورده درونی خود صحبت می كند و دلایل كار خود را توضیح می دهد. این گفتگوی دو جانبه بسیاری از مسائل را حل خواهد كرد و در ضمن وسیله بسیار خوبی برای بیرون ریختن احساسات و خشم نوجوان است.

ایجاد ملكه عفاف
در اسلام تكیه بیشتری روی عفت كه همان بازداشتن و حصول حالتی برای نفس كه در سایه آن، نفس را از غلبه شهوت حفظ نماید برای زنان گردیده است، بدان جهت كه ریشه و اساس بسیاری از معضلات و مشكلات اخلاقی به دلیل بی عفتی افراد می باشد. در بینش اسلامی، زن دارای سرمایه ای گرانقدر است كه هویت او به این سرمایه بستگی دارد و به همین جهت حفظ و صیانت این سرمایه برای زنان واجب است. اگر دختران یك جامعه دارای عفت باشند این عفت مانند دژی مستحكم و آهنین او را از تجاوز و گنهكاری و پلیدی های اخلاقی و سقوط حتمی محافظت می نماید. در آموزه های دینی، بهترین زنان را زنان عفیفه می دانند «خیر نسائكم العفیفة» باید یكی از اهداف تربیتی دختران، برنامه ریزی برای كسب عفت و ملكه نمودن این ویژگی و صفت خوب است. اگرچه باید برای حفظ عفت، از كودكی برنامه ریزی كرد تا در دوران بلوغ عفت در آنان ملكه گردد.
مهم ترین عامل برای ایجاد عفت در دختران، مادران عفیفه می باشند. به همین جهت در روایات ما آمده است كه «طوبی لمن كانت امه عفیفه؛ خوشا به حال آن كسی كه مادرش پاكدامن باشد.» چرا كه دختران همان طوركه قبلاً گفته شد مادران را الگوی خود قرار می دهند و با او همانند سازی می نمایند.
متولیان تربیتی باید بدانند كه اگر سد حیا و دژ مستحكم عفت در دختران شكسته شود آنان در مقابل تهاجمات فرهنگی آسیب پذیر می شوند. و حفظ آنان در این روزگار كه دشمن بنا دارد با اشاعه فحشا و ضد ارزش ها جامعه را به انحطاط بكشد بسیار مشكل است.
در حفظ عفت و پاكدامنی دختران نوع پوشش و لباس نقش مهمی دارد. توصیه های اسلام در رابطه با پوشش دختران، دقیقاً به جهت حفظ این دژ مستحكم می باشد. از این رو باید به نوع پوشش دختران در این سن توجه شود. ضمن اینكه شرایط مساعدی را برای خودآرایی در محیط های زنانه و ارضای حس زیبایی خواهی و زیبا طلبی برای آنان فراهم می شود، باید به این نكته دقیق هم توجه گردد كه حتی در محیط های زنانه به گونه ای لباس نپوشند كه به حریم عفاف آنان آسیب وارد گردد.
علاوه بر اینها، یكی دیگر از مسائلی كه به عفت دختران آسیب وارد می نماید وجود روابط آزاد و بی حد و حصر با نامحرمان در محیط خانواده و نزدیكان و خارج از خانه می باشد. اگرچه به ظاهر حفظ حجاب و پوشش صورت گرفته است ولی نشست های خانوادگی محرم و نامحرم در یك مكان به صورت پنهان از میزان عفاف دختران نوجوان می كاهد.
به همین جهت باید خانواده ها مخصوصاً مادران در خانه شرایطی را فراهم نمایند – بدون اینكه دختران احساس تحمیل و محرومیت نمایند- به گونه ای فضاسازی شود و مدیریتی اعمال گردد تا زمینه نشست های خانوادگی با نامحرمان در خانواده به حد اقل برسد.
ضمناً عواملی مثل بی بند و باری والدین در روابط خود، اهانت و تحقیر دختران، ضعف عقیده و ایمان، سهل انگاری والدین در نهادینه كردن این ارزش اخلاقی از زمان كودكی و قرار دادن دختران در برابر ارزش های كاذب…، همه از عوامل خطرزا برای پاكدامنی و وقار اسلامی دختران است كه والدین باید با هوشیاری كامل متوجه این خطرها باشند و ضمناً نظر دختران شان را به این گفته «روسو» جلب نمایند كه می گوید: «موقعی كه زنان قیافه محجوب و موقر جنس خود را رها می كنند و وضعیت اشخاص سست عنصر را می گیرند، به عوض اینكه منظور خود را دنبال نمایند از آن دور می شوند.­­»(4)
آنان را متوجه تأثیرات سوئی كه اعمال خلاف عفت بر روی شخصیت دختران جوان می گذارد، نمایند و همان طور كه «سایف» مطرح كرده بدانند كه «عفت و حیا، باقی مانده بربریت نیست بلكه محصول فرهنگ و تمدن است.»(5) و این باور در دختران ایجاد شود كه به میزان برخورداری از صفت زیبایی حیا و عفت، از شخصیت متعالی تر و ارزشمندتری برخوردار می گردند.

تعادل بخشی در ارتباطات
در این دوره، یك تعارض جدی در فكر و ذهن نوجوان ایجاد می شود كه می پرسند: صمیمیت و نزدیكی و یا انزوا و تنهایی؟ آنان در این بحران كه آیا به دیگران و نیازهای دیگران باید بپردازند یا به نیازهای شخصی خودشان دچار افراط می شوند و گاهی آنقدر متوجه نیازهای دیگران و توجه به دیگران می شوند كه به كلی نیازهای شخصی خودشان را از یاد می برند.
دختر نوجوانی كه آماده برقراری رابطه پر مهر و محبت، بر اساس هم احساسی و همدلی با دیگران است باید این تجربه مهم زندگی را بیاموزد كه در این ارتباط باید ایجاد هماهنگی بین خدمت به دیگران و جوابگویی به نیازهای شخصی خود نماید. او باید بداند كه در جستجوی ایجاد ارتباط با دیگران نباید خود را نادیده بینگارد همان طور كه مشاهدات دقیق «كارول گیلیان» درباره دختران جوانی كه به دنبال ایجاد روابط هستند نشان می دهد، چنین روشی محكوم به فناست و نتیجه مثبتی دربرنخواهد داشت. در این مسئله غالباً دختران نوجوان اغلب بر سر دو راهی قرار می گیرند؛ آیا بهتر است كه در جهت نیازهای دیگران گام برداشت و خوشبختی خود را انكار نماییم و یا آنكه به خود پرداخته، دیگران را نادیده انگاریم؟ سؤال این است كه «كدام راه را انتخاب كنیم، انسانی مفید یا انسانی خودخواه؟» دختران باید در این رابطه نقطه تعادل را بدست آورند و بدانند كه به همان قدر كه نگران دیگران هستند باید به نیازهای خود هم بپردازند.
یكی از اهداف تربیتی دختران نوجوان در این دوره ایجاد الگویی در روابط اصیل و صحیح است. در غیر این صورت، اگر زن در این كشمكش ذهن در انتخاب خود یا دیگران به این نتیجه برسد كه مقبول ترین رفتار اجتماعی، انكار نیازهای شخصی است، این نتیجه گیری موجب می شود كه او مرتباً نگران احتیاجات دیگران باشد و این راه را با وسواس بیمارگونه دنبال نماید. در این صورت خشم، رنجیدگی، افسردگی و استرس را به دنبال خواهد داشت و درماندگی ناشی از نادیده گرفتن خویش، باعث می شود كه فرد خود را یك قربانی بیابد و این احساس، تمام وجودش را اشغال نماید. همان طور كه قرآن كریم در آیات متعدد در همه امور ما را به رعایت اعتدال دعوت نموده است و حتی در موضوعی مانند انفاق كه این همه مورد تأیید قرار گرفته، سفارش رعایت اعتدال را می نماید و همچنین روایات متعدد، افراط و تفریط در امور را موجب هلاكت دانسته است، افراط در توجه به دیگران و فراموش كردن خود هم می تواند منجر به هلاكت شود. از این رو باید در این زمینه دختران را به اعتدال رساند تا بتوانند در پی برقراری ارتباطی صحیح و اصولی ضمن لذت بردن از ارتباط با دیگران، به خواسته ها و نیازهای خود توجه نمایند. تا به احساس رضایت در زندگی دست یابند و هم اینكه خود آنان هم بتوانند در مسیر تكامل و تعالی در عرصه های مختلف علمی، اخلاقی، دینی گام نهند. ضمن اینكه در كمك به دیگران و هم دلی و هم احساسی با آنان نیز به صورتی متعادل و هماهنگ تلاش می كنند.

مطالب خواندنی و جالب

گالری عکس های دیدنی و جالب

Xبستن تبلیغ
بواسیر
Xبستن تبلیغ
آنلاین بازی کنید