اینستاگرام مجله تفریحی ایران ناز,اینستاگرام,اینستاگرام ایران ناز

مصاحبه و گفتگو با سیامك صفری بازیگر سریال «گاوصندوق»

مصاحبه و گفتگو با سیامك صفری بازیگر سریال «گاوصندوق»
بازیگران توانای زیادی در تئاتر داریم كه چندان دیده نمی‌شوند. برخی از آنان برای دیده شدن و گاهی برطرف كردن غم نان به تلویزیون و سینما كوچ می‌كنند. سیامك صفری اگرچه از جمله بازیگران توانا و شناخته‌شده عرصه تئاتر است كه كارگردانی و نویسندگی تئاتر هم می‌كند، با این حال او حضور خود را در سریال «گاوصندوق» نه به خاطر شهرت و دیده شدن كه به دلیل تجربه‌ و البته كار كردن با مازیار میری می‌داند. صفری افزون بر 2 دهه فعالیت در سطح اول بازیگری تئاتر به تدریس بازیگری تئاتر در كلاس‌های آموزشی نیز می‌پردازد. وی دارای مدرك كارشناسی ارشد كارگردانی تئاتر است و تاكنون در 2 فیلم سینمایی «ماهی‌ها عاشق می‌شوند» علی رفیعی و «اشكان، انگشتری متبرك و چند داستان دیگر» شهرام مكری نیز حضور داشته است. رمولوس كبیر، جن‌گیر، شكار روباه‌، هتل پلازا‌، رباعی وحشی اهل قبور و در كوچه‌های مصر برف نمی‌بارد از جمله تئاترهایی هستند كه سیامك صفری در آنها بازی كرده است. او در نقش عباسی در سریال گاوصندوق، توانسته است نظر بسیاری را به خود جلب كند. با او درباره این نقش و حضورش در سریال گاوصندوق به گفتگو نشستیم كه می‌خوانید.

آقای صفری علی رغم این‌كه شما در عرصه تئاتر چه در مقام كارگردان و چه به عنوان بازیگر بسیار پركار و فعال هستید، اما در حوزه سینما و تلویزیون، حضور كمرنگی دارید. این ناشی از علاقه شما به حوزه تئاتر است یا دلایل دیگری دارد؟
من به طور مشخص در تئاتر متمركز هستم و بیشتر وقت من در این عرصه می‌گذرد. البته این بدین معنی نیست كه كار تصویری نكرده باشم. مثلا در چند سال گذشته در 2 فیلم بازی كردم یكی در فیلم «ماهی‌ها عاشق می شوند» علی رفیعی و دیگری نیز در فیلم «اشكان، انگشتری متبرك و چند داستان دیگر» آقای شهرام مكری. در گاوصندوق نیز نام مازیار میری به عنوان كارگردان برای من خیلی مهم بود.

قبلا كه سابقه همكاری با هم نداشتید؟
نه. وقتی با من تماس گرفتند رفتم و فیلمنامه را خواندم و از آن خوشم آمد ضمن این‌كه تیم خوبی با میری كار می‌كردند كه برای من اهمیت داشت و به من انگیزه بیشتری برای حضور در این سریال می‌داد.

ظاهرا مازیار میری با نگاه تئاتری به گزینش بازیگران دست زده است مثل شما و آقای افشین هاشمی كه سابقه خوبی در این عرصه داشتید.
درست است ولی بازیگران دیگر هم تجربه تئاتر داشته‌اند. آقای رضا بابك و سیروس گرجستانی نیز دارای سابقه و تجربه خوبی در عرصه تئاتر بودند. به‌هرحال امیدوارم نتیجه كار من رضایت‌بخش باشد.

اتفاقا به خاطر این‌كه خیلی‌ها از نتیجه كار راضی بودند، این سوال برایشان پیش آمده كه چرا آقای صفری حضور بیشتری در تلویزیون ندارد؟
خدا را شكر اگر واقعا این‌طوری است كه شما می‌گویید پس سعی می‌كنم از این به بعد بیشتر بازی كنم.

تفاوتی هم برایتان می‌كند كه در كدام حوزه كار كنید؟
در تئاتر بازیگر كنترل و اختیار بیشتر روی بازی خود دارد و شاید به همین سبب است كه لذت بازی در تئاتر برای من بیشتر است.

یعنی در تئاتر دست شما برای ایفای نقش بازتر است یا مجال بداهه‌سازی بیشتری دارید؟
نه این‌كه بداهه‌سازی در سینما یا تلویزیون نباشد، اما دامنه آن در تئاتر آنقدر وسیع است كه حتی می‌شود ادعا كرد هر شبی كه یك نمایش روی صحنه می‌رود و اجرا می‌شود، یك بداهه‌سازی اتفاق می‌افتد.

در حالی كه شما هرشب در حال تكرار یك نمایشنامه هستید!
تكرار در فرم و اجراست، ولی همین كه بازیگر بدون واسطه لحظات بازیش را با مخاطب تقسیم می‌كند و ارائه می‌دهد، گویی دارد یك كار جدید را به نمایش می‌گذارد.

در واقع این تكرار ممكن است برای مخاطبی احساس شود كه به صورت متوالی این تئاتر را ببیند، اما برای شمای بازیگر هر اجرایی تازگی دارد؟
دقیقا همین‌طور است. استنباط درستی از این مساله كردید.
 
بگذارید شفاف‌تر بپرسم تا این مساله برایم قابل فهم شود. آیا منظور شما این است كه در سینما و تلویزیون دست بازیگر برای نقش‌آفرینی نسبت به تئاتر بسته‌تر است و در آنجا كارگردان و انتظارات او از نقش در جاهایی موجب عدم خلاقیت بازیگر می‌شود؟
شاید این به تجربه شخصی خود من از تصویر برمی‌گردد كه منسجم و مدون‌شده نیست. یعنی هنوز نوع حضور یك بازیگر جلوی دوربین را به شكل حرفه‌ای یاد نگرفته‌ام و نتوانسته‌ام به طور كامل تجربه‌ام را نسبت به این موقعیت، شكل بدهم. بالطبع تجربه كم من جلوی دوربین، به این مساله دامن‌زده است و هنوز هم گاهی در مقابل دوربین گیج می‌شوم. با این حال در سریال گاوصندوق من این شانس را داشتم كه با گروه خوبی همكاری كنم و خود مازیار میری به عنوان كارگردان كه یك فضای خوب برای من ایجاد كرده بود تا راحت‌تر بتوانم مقابل دوربین بازی كنم.

آیا كارگردان این فرصت را هم فراهم كرده بود كه بازیگران بتوانند در جاهایی بر اساس خلاقیت‌های شخصی خود عمل كند؟
از آنجا كه سرعت تولید خیلی بالا بود، مجال كمتری به كارگردان یا بازیگر برای این كار می‌داد. چون براساس لوكیشن رج زده می‌شد، لذا پرش‌های موقعیت بازی در آن زیاد بود. مثلا در یك لوكیشن یك‌بار سكانسی را می‌گرفتیم كه مربوط به قسمت اول بود و یك‌بار هم سكانسی را می‌گرفتیم كه برای قسمت بیستم بود. لذا شتاب كار آنقدر زیاد بود كه چندان فرصت نداشتیم بداهه‌سازی هم داشته باشیم.

با این حال و با توجه به این‌كه حضور كمتری در تلویزیون داشتید، اما بازی خوبی از شما دیدیم.
شاید این به تجربیات حضور من در تئاتر برمی‌گردد و قطعا به كارگردانی خوب مازیار میری كه نسبت به جایگاه بازیگری و چگونگی ایفای نقش شناخت خوبی دارد.

خیلی از مواقع از سوی منتقدان و مخاطبان می‌شنویم مثلا فلان بازیگر در این فیلم یا سریال تئاتری بازی كرده است و آن را نشانه ضعف می‌دانند. دلیل آن را هم به تفاوت مدیوم‌ها و لوازم آن می‌دانند آیا شما هم به این تمایز معتقد هستید؟
وقتی بازیگر خوب بازی كند كار خود را انجام داده است. معمولا وقتی بازیگر بد بازی كند برچسب تئاتری بازی كردن به او می‌زنند
نه. من معتقدم كه بازیگر وقتی خوب بازی كند كار خود را انجام داده است. معمولا وقتی بازیگر بد بازی كند برچسب تئاتری بازی كردن به او می‌زنند. به نظر من این نوع نقد ناشی از عدم شناخت كافی از بازیگری در تئاتر برمی‌گردد. درست است نوع بازی در تئاتر با بازی تصویری متفاوت است. بازیگر مقابل دوربین با اندازه‌هایی مثل لانگ‌شات یا كلوزآپ روبه‌روست كه در تئاتر این ابزارها به شكل دیگری تعریف می‌شود. لذا یك بازیگر با تجربه تئاتر هم با این اندازه‌ها آشناست. گاهی هم این مساله به ضعف كارگردان یا ضعف خود بازیگر برمی‌گردد نه این‌كه بازی تئاتری یك ضعف باشد. مثلا درخصوص كارگردانی مثل داوود میرباقری كه گرایش زیادی به بازیگران تئاتر در سریال‌هایش دارد، این ذهنیت پیش نمی‌آید كه بازی‌ها در آثار او غلوآمیز است. البته قبول دارم كه در بسیاری از سریال‌های ما جنس بازی بازیگرانی كه سابقه تئاتر دارند، با مدیوم تصویر تناسب ندارد.

حتی بسیاری از آنها به شكل نمایش‌های رادیویی است یعنی به صرف گوش دادن و نه تماشای آن نیز می‌شود متوجه داستان شد.
قبول دارم خیلی از دوستان فیلمساز ما با مولفه‌های فیلمسازی یا سریال‌سازی در تلویزیون و سینما آشنا نیستند. در واقع تصویر را بدرستی نمی‌شناسند. چندوقت پیش فیلمی دیدم كه اصلا دیالوگ نداشت و شما از طریق رفتار و مناسباتش با محیط اطراف و اشیا می‌توانستید متوجه داستان شوید.

اساسا ماهیت سینما نیز همین است بدین معنی كه از طریق تصویر باید داستان و قصه را روایت كرد نه این‌كه صرفا با دیالوگ و گاه بیانیه بخواهیم پیامی را به مخاطب منتقل كنیم.
ضمن این‌كه یك اثر سینمایی خوب باید داستان و قصه خوبی هم داشته باشد كه متاسفانه به این مقوله هم درست پرداخته نمی‌شود. در عین این‌كه در سریال‌هایمان بازیگران گاهی مثل مجریان فقط حرف می‌زنند.

برخی از تئاتری‌ها تلاش می‌كنند با حضور در یك سریال تلویزیونی هم دیده شوند هم از فرصت تلویزیون برای ورود به سینما استفاده كنند. آیا شما برای حضور در سریال «گاوصندوق» چنین انگیزه‌ای هم داشتید.
باور كنید من اصلا دغدغه این‌كه دیده شوم را ندارم. نه این‌كه این مساله امر مذمومی باشد، ولی واقعا برای من دیده شدن یك مولفه اصلی و حرفه‌ای نیست؛ حتی بیشتر دوست دارم در لاك خودم باشم تا بتوانم راحت‌تر زندگی كنم چون دیده شدن و شهرت آسیب‌های خاص خودش را دارد و بیشتر مانع خلاقیت هنرمند می‌شود.

ولی من حدس می‌زنم بعد از این كار بیشتر به‌سراغ شما خواهند آمد و احتمالا برای كارهای دیگری دعوت به همكاری می‌شوید.
حتما می‌آیند یعنی امیدوارم بیایند. شاید ما هم كمی پولدار شویم و بتوانیم زندگی حداقلی خود را داشته باشیم تا با دغدغه كمتر به زندگی هنری خود ادامه دهیم.

پس از این به بعد شما را بیشتر در سریال‌ها و فیلم‌ها خواهیم دید؟
ان‌شاءالله. البته اگر كارگردان‌هایی با نگرش و دیدگاه مازیار میری به سراغ من بیایند. یا كسی مثل شهرام مكری كه فیلم فوق‌العاده‌ای مثل اشكان و انگشتری متبرك را ساخته كه متاسفانه به آن اجازه اكران ندادند و من متعجبم كه چرا مطبوعات پیگیر این مساله نیستند. به نظر من این جوان شعور فیلمسازی در ایران را ارتقا داده است.

امیدوارم این فیلم اكران شود تا بتوانیم درباره نقش شما درآن نیز با هم گفتگو كنیم. اما برگردیم به گاوصندوق. از ابتدا قرار بود نقش عباسی را بازی كنید؟
بله اصلا برای ایفای این نقش دعوت شدم.

با توجه به این‌كه در این سریال برای اولین بار مخاطبان بیشتری بازی شما را می‌دیدند از پذیرفتن نقش منفی نگران نبودید؟
من اصلا عباسی را شخصیت منفی نمی‌بینم. او ابعاد متعددی دارد، ضمن این‌كه تنها و دلشكسته است و مهم‌تر از همه مهربان است. آرزوهای بربادرفته دارد و در نهایت به نظر من عباسی شخصیت بدی نیست.

حالا ما فرض می‌كنیم این شخصیت منفی است یا دست‌كم تلقی مخاطب از این شخصیت خیلی مثبت نیست. بازهم حاضر بودید این نقش را بازی كنید و نگران نبودید تصویری كه این شخصیت ممكن است در ذهن و حافظه مخاطب بگذارد مثل سایه‌ای بر سر نقش‌های دیگرتان تداوم ‌یابد و مثلا نقش‌های دیگرتان در ذیل این كاراكتر بدرستی دیده نشود؟
كسانی كه بخواهند مرا به این شكل و در قالب شخصیت عباسی مصرف كنند، ممكن است چنین نگرش یا ذهنیتی پیدا كنند. ضمن این‌كه این مساله زمانی اتفاق می‌افتد كه مخاطب تخیل نداشته باشد و گمان كند یك بازیگر نمی‌تواند شخصیت‌های دیگر را بازی كند. البته برخی از بازیگران فقط می‌توانند یك مدل را بازی كنند و یك خود دارند كه دائم آن را تكرار می‌كنند؛ اما یك بازیگر توانا می‌تواند با نقش‌های قدرتمندی كه بازی می‌كند خود را از سایه یك پرسوناژ خاص بیرون بكشد.

آقای صفری نوع حرف زدن و لحن سخن گفتن عباسی در گاوصندوق مال خودتان است یا این‌كه در سناریو تعریف شده بود. البته شاید این یك حس و نظر شخصی باشد، ولی من هر وقت چهره شما را نمی‌بینم و صدایتان را می‌شنوم آن را با صدای سیروس گرجستانی اشتباه می‌گیرم.
چه جالب تا حالا دقت نكرده بودم، اما یك حس و تجربه شخصی داشتم كه می‌گفت عباسی باید به گونه‌ای حرف بزند كه آدم را یاد چدن بیندازد كه در یك ساختمان 30 20 ساله پوسیده است.

آیا این عباسی كه ما در سریال می‌بینیم، همانی است كه در فیلمنامه آمده بود یا خود شما هم چیزهای به این شخصیت اضافه كردید؟
اصلا! من فقط این شخصیت را بازی كردم. می‌توانید از مازیار میری بپرسید من هیچ دخل و تصرفی در نقش نداشتم و چیزی از خودم به كاراكتر اضافه نكردم. در واقع من طراح نقش نبودم فقط مجری آن بودم.

در نهایت از این نقش و حضور در سریال گاوصندوق راضی هستید؟
بله. همین كه بسیاری از دوستانم از آن رضایت داشتند و مورد توجه بسیاری از مخاطبان قرار گرفته است برای من كافی است. ضمن این‌كه من از همكاری با مازیار میری و گروه همكارش بسیار لذت بردم.