عضویت در تلگرام مجله تفریحی ایران ناز,عضویت در تلگرام,عضویت در تلگرام ایران ناز

رفع دائم سفیدی و سیاه کننده دائم مو-فروشگاه 5040

رفع دائم سفیدی و سیاه کننده دائم مو-فروشگاه 5040

بلیط هواپیما

عضویت در تلگرام مجله تفریحی ایران ناز,عضویت در تلگرام,عضویت در تلگرام ایران ناز

بلیط هواپیما

دکتر زهرا سعادتی،متخصص جراحی عمومی،لیزر،خدمات زیبایی،هموروئید،شقاق

دکتر زهرا سعادتی،متخصص جراحی عمومی،لیزر،خدمات زیبایی،هموروئید،شقاق

نهم ژانویه و ماجرای تسوشیما

نهم ژانویه و ماجرای تسوشیما
(شکست فاجعه‎آمیز روسیه از ژاپن و غرق شدن‎ ناوگان دریایی‎اش در ۱۹۰۵) شوک بزرگی بود و تأثیر عمیقی در زندگیم گذاشت. این‎ حادثه نخستین رویداد بزرگ تاریخی زندگیم بود و بطور خاصی برایم هولناک بود. سال‎ ۱۹۱۰ سال بحرانی سمبولیزم و مرگ تولستوی بود. سال ۱۹۱۱ سال انقلاب چنین بود که‎ چهره آسیا را دگرگون کرد و همین سال خاطرات الکساندر بلوک با آن پیشگویی‎های‎ وحشتناک منتشر شد خیلی بد بود.

قرن بیستم در پائیز ۱۹۱۴ با جنگ آغاز شد. درست مانند قرن نوزده که با کنگره وین‎ ظهور کرد. در این که سمبولیزم پدیده‎ی قرن نوزدهم بود شکی نیست. عصیان ما علیه‎ سمبولیزم کاملا منطقی بود زیرا خود را متعلق به قرن بیستم می‎دانستیم و نمی‎خواستیم‎ در گذشته در جا بزنیم. . .

آن اشعار سست دختری با چنته‎ی خالی به دلایلی سیزده بار به چاپ رسید. . . آن دختر (تا جایی که من یادم است) چنین اقبالی را برای این اشعار پیش‎بینی نمی‎کرد به این خاطر آن‎ها را زیر تشکچه‎ی کاناپه پنهان کرده بود تا بیش از این ناراحتش نکنند. او از انتشار شامگاه چنان ناراحت شد که به ایتالیا رفت (بهار ۱۹۱۲) و زمانی که در تراموا نشسته بود و چشم در مردم دوخته بود پیش خود گفت “خوش به حال این مردم که کتابی چاپ‎ نکرده‎اند. ”

به جز آنا بونینا۳، اولین شاعره روسی، که عمّه‎ی پدربزرگم “اراسموس ایوانویچ‎ استوگوف” ۴بود در خانواده‎ی ما کسی شعر نمی‎گفت. خانواده استوگوف از زمین داران‎ میان مایه ناحیه “موژایوسکی” ۵در اطراف مسکو بودند که پس از انقلاب دوباره در آنجا ساکن شدند. آن‎ها در نووگراد ثرورتمندتر و شناخته شده‎تر بودند.

یک آدمکش حرفه‎ای روسی، احمد خان، جد کبیر مرا شبانه در چادرش به قتل‎ رساند. “کارامزین” ۶به این اعتقاد است که با مرگ احمد خان بساط مغول در ان منطقه‎ برچیده شد. کلیسای “سرتنسک” ۷در مسکو به شادی این واقعه مدتها جشن مذهبی‎ برگزار می‎کرد. چنان که می‎گویند احمد خان از نوادگان چنگیز خان بود.

یکی از شاهزادگان آخماتوف (احمد اف) در قرن ۱۷ با زمیندار ثروتمند و نامداری به اسم‎  “موتویلف” ۸ ازادواج کرد. “یگور موتوویلف” پدر جد من بود و دخترش “آنا یگورونا” ، مادربزرگم، او وقتی مادرم نه سال داشت از دنیا رفت. و من به یاد او آنا نامیده شدم. چندین انگشتری با نگین‎های الماس و یکی از آن‎ها با نگین زمرد از او به یادگار ماند و من نتوانستم به خاطر این که انگشتان ظریفی داشتم حتی یک از آن‎ها را به انگشت کنم.

مردم اطراف خانه‎ی ما در “اوترادا” ۹ (خلیج استرلتسکایا ۱۰) به من لقب دختر وحشی‎ داده بودند چون همیشه بدون کفش و کلاه این‎ور و آن‎ور می‎دویدم. و از قایق به وسط دریا می‎پریدم و در دریای توفانی شنا می‎کردم. گاه آنقدر زیر آفتاب می‎سوختم که تمامی‎ تنم پوسته‎پوسته می‎شد. این کارها خانم‎های سباستوپول را حیرت زده می‎کرد.

مطالب خواندنی و جالب

گالری عکس های دیدنی و جالب