رمان آیینه‌ای از دختران جوان

رمان آیینه‌ای از دختران جوان
بچه‌های دهه‌ شصت مدت‌هاست تبدیل به واژه‌ای آشنا برای ما شده است. برای نسل‌های پیشین در بیشتر موارد این واژه ترس و هراس با خود به همراه می‌آورد. اما برای هم نسلی‌ها همراه با لذت جوانی است.نویسنده‌ جوان رمان «این جا؛ نرسیده به پل…» با به تصویر کشیدن زندگی سه دختر جوان به نام‌های «رویا»، «آیدا» و «مهتاب» به خوبی توانسته تصویری از این نسل ارائه دهد تا نسل‌های پیشین بتوانند آن‌ها را درک کنند؛ ضمن آن که هم‌نسلی‌ها هم از آن لذت آشنایی می‌برند.

رویا، معلم یک آموزشگاه زبان انگلیسی است. کارش را زیاد دوست ندارد اما مجبور به ادامه است. تنهایی‌های او با کلنجار رفتن با یاد کسی می‌گذرد که دوستش داشته اما از سر اجبار ترکش کرده است.آیدا، دانشجوی ادبیات است. دانشگاه را دوست ندارد اما او هم مجبور به تحمل است. مدرک دانشگاهی برای یک جوان امروزی از واجبات است. آیدا نیز مانند رویا و مهتاب گرفتاری‌های عاطفی دارد.

مهتاب، دانشجوی شهرستانی، در پی بهانه‌ای برای ماندن در تهران است. ادامه تحصیل را دوست ندارد اما بهانه‌ای بهتر از این برای ماندن در پایتخت نیست.هیچ کدام از این سه دختر، مانند بسیاری از هم نسل‌هایشان تسلیم شرایط نمی‌شوند. البته پیروزی را هم به تمامی به آغوش نمی‌کشند.

آنیتا یارمحمدی از نوجوانی داستان می‌نوشت اما نوشتن را بطور جدی از سال 86 و در کارگاه داستان‌نویسی حسین سناپور آغاز کرد. «این جا؛ نرسیده به پل…» اولین رمان اوست و تا قبل از این، اسم این نویسنده‌ جوان را در جایزه‌های ادبی مختلف شنیده بودیم: جایزه‌ ادبی اصفهان،

 
جشنواره‌ ملی داستان‌های ایرانی، کنگره‌ شعر و داستان بندرعباس و… . او می‌گوید نوشتن مهم‌ترین خواسته‌اش است و هیچ‌وقت چیزی را این‌طور جدی نخواسته.می‌شود «این جا؛ نرسیده به پل…» را یک رمان نسلی دانست، آیینه‌ای از دخترهای جوانِ دهه‌ شصت. باید این کتاب را خواند تا فهمید این نسل چگونه مشکلات‌شان را حل می‌کنند… شاید که در انتها، با آن‌ها همدلی کنیم…اری فقط همدلی

مطالب خواندنی و جالب

گالری عکس های دیدنی و جالب

Xبستن تبلیغ
بواسیر
Xبستن تبلیغ
آنلاین بازی کنید