خدایا تو بوسیده ای هیچگاه (شعر)

خدایا تو بوسیده ای هیچگاه (شعر)
لب سرب فام زنی مست را
ز وسواس لرزیده دندان تو
به پستان کال اش زدی دست را

خدایا تو لرزیده ای هیچگاه
به محراب چشمان گم رنگ او
شنیدی تو بانگ دل خویش را
ز تاریکی سینه ی تنگ او

خدایا تو گردیده ای هیچگاه
به دنبال تابوت های سیاه
ز چشمان خاموش پاشیده ای
به چشم کسی خون بجای نگاه

دریغا تو احساس اگر داشتی
دل ات را چو من مفت می باختی
برای خود ای ایزد بی خدا
خدای دگر نیز می ساختی

از: نصرت رحمانی و شعر فوق العاده اش

مطالب خواندنی و جالب

گالری عکس های دیدنی و جالب

Xبستن تبلیغ
بواسیر
Xبستن تبلیغ
آنلاین بازی کنید