شعر پشت كاجستان ، برف‌

شعر پشت كاجستان ، برف‌
جاده یعنی غربت‌.
باد، آواز، مسافر، و كمی میل به خواب‌.
شاخ پیچك و رسیدن‌، و حیاط‌.

من ، و دلتنگ‌، و این شیشه خیس‌.
می نویسم‌، و فضا.
می نویسم ، و دو دیوار ، و چندین گنجشك‌.

یك نفر دلتنگ است‌.
یك نفر می بافد.
یك نفر می شمرد.
یك نفر می خواند.

زندگی یعنی : یك سار پرید.
از چه دلتنگ شدی ؟
دلخوشی ها كم نیست : مثلا این خورشید،
كودك پس فردا،

كفتر آن هفته‌.

یك نفر دیشب مرد
و هنوز ، نان گندم خوب است‌.
و هنوز ، آب می ریزد پایین ، اسب ها می نوشند.

قطره ها در جریان‌،
برف بر دوش سكوت
و زمان روی ستون فقرات گل یاس‌.

از سهراب سپهری است این شعر

مطالب خواندنی و جالب

گالری عکس های دیدنی و جالب

Xبستن تبلیغ
بواسیر
Xبستن تبلیغ
آنلاین بازی کنید