شعر بوی پیاز داغ و اسکادا

شعر بوی پیاز داغ و اسکادا
شوهر من
که از اسلام
چهار زن صیغه ایش را می داند
و از یهود
پهلوی چپ مرد را
و از مسیح
بکارت عذرا را
برای همه زن های همسایه
و دوستان دوره دبستانم
و همه همکاران اداره ام
تره خرد می کند
سفره می اندازد
و از زیبایی نگاه و ســیـنه هایشان سخن می گوید !
و هر بار که ته مانده سفره را در سر من می تکاند
می گوید آری همه می گویند
– باید امسال بهار بچه بیاوری !

مطالب خواندنی و جالب

گالری عکس های دیدنی و جالب

Xبستن تبلیغ
بواسیر
Xبستن تبلیغ
آنلاین بازی کنید