سهراب سپهری و شعر جذابش

سهراب سپهری و شعر جذابش
در نهفته ترین باغ ها ،دستم میوه چید

و اینک ،شاخه ی نزدیک ! از سر انگشتم پروا مکن .

بی تابی انگشتانم شور ربا یش نیست ،عطش آشنایی است .

درخشش میوه !درخشان تر

وسوسه ی چید ن در فراموشی دستم پوسید

دورترین آب

ریزش خود را به راهم فشاند

پنهان ترین سنگ

سایه اش را به پایم ریخت .

و من ،شاخه ی نزدیک !

ار آب گذشتم ،از سایه بدر رفتم

رفتم ،غرورم را بر ستیغ عقاب –آشیان شکستم

و اینک ،در خمیدگی فروتنی ،به پای تو مانده ام .

خم شو ،شاخه ی نزدیک !

 

سهراب سپهری و شعر جذایش

مطالب خواندنی و جالب

گالری عکس های دیدنی و جالب

Xبستن تبلیغ
بواسیر
Xبستن تبلیغ
آنلاین بازی کنید