بهار موسم گل نیست (شعر)

بهار موسم گل نیست (شعر)
بهار فصل جدایی و بارش خون است
بهار بود که رویید لاله از دل سنگ
بهار نیست موسم خرمن

بهار بود که درد مرا درو کردند
بهار نقطه ی آغاز هیچگاه نبود
بهار نقطه ی فرجام بی سرانجامی است
بهار بود که گهواره گور یاران شد

من از تعهد گهواره ها و گورستان
غمین و خونینم
اگر چه می دانم ؛
که نیست تجربه هرگز تمامت معیار

به من نگاه مکن
ز لاشه ام بگذر

چهار تاول چرکین
چهار جیب بزرگ
بدوز بر کفن ات
سکوت کن ، بگذر

وگرنه این تو و این من
وگرنه این تو و این مرزهای ویرانی
بهار بود که من ماندم و پریشانی
به من نگاه مکن

نصرت رحمانی
و شعر بسیار زیبایش

مطالب خواندنی و جالب

گالری عکس های دیدنی و جالب

Xبستن تبلیغ
بواسیر
Xبستن تبلیغ
آنلاین بازی کنید