شعر زیبای اینجا همیشه تیه

شعر زیبای اینجا همیشه تیه
ظهر بود.
ابتدای خدا بود.

ریگ زار عفیف
گوش می كرد،
حرف های اساطیری آب را می شنید.
آب مثل نگاهی به ابعاد ادراك‌.
لكلك
مثل یك اتفاق سفید


بر لب بركه بود.
حجم مرغوب خود را
در تماشای تجرید می شست‌.
چشم
وارد فرصت آب می شد.
طعم پاك اشارات
روی ذوق نمك زار از یاد می رفت‌.

باغ سبز تقرب
تا كجای كویر
صورت ناب یك خواب شیرین؟

ای شبیه
مكث زیبا

در حریم علف های قربت !
در چه سمت تماشا
هیچ خوشرنگ
سایه خواهد زد؟
كی انسان
مثل آواز ایثار
در كلام فضا كشف خواهد شد؟

ای شروع لطیف‌!
جای الفاظ مجذوب ، خالی !

مطالب خواندنی و جالب

گالری عکس های دیدنی و جالب

Xبستن تبلیغ
بواسیر
Xبستن تبلیغ
آنلاین بازی کنید