شعر زیبای سمت خیال دوست

شعر زیبای سمت خیال دوست
رنگ تفسیر مس بود.
مثل اندوه تفهیم بالا می آمد.
سرو
شیهه بارز خاك بود.

كاج نزدیك
مثل انبوه فهم
صفحه ساده فصل را سایه میزد.
كوفی خشك تیغال ها خوانده می شد.

از زمین های تاریك
بوی تشكیل ادراك می آمد.
دوست
توری هوش را روی اشیا

لمس می كرد.
جمله جاری جوی را می شنید،
با خود انگار می گفت‌:
هیچ حرفی به این روشنی نیست‌.

من كنار زهاب
فكر می كردم‌:
امشب
راه معراج اشیا چه صاف است !

مطالب خواندنی و جالب

گالری عکس های دیدنی و جالب

Xبستن تبلیغ
بواسیر
Xبستن تبلیغ
آنلاین بازی کنید