شعر زیبای وقتی که ما تو جشن شب

شعر زیبای وقتی که ما تو جشن شب
ستاره بارون میشدیم
وقتی که پشت سنگر
سایه ها پنهون میشدیم
از نوک بال کفترا
خون پریدن میچکید
صدای بیداری عشق
رو خواب شب خط میکشید
دلم میخواد گریه کنم

برای قتل عام گل
برای مرگ رازقی
دلم میخواد گریه کنم
برای نابودی عشق
واسه زوال عاشقی

از پشت دیوارای شهر
انگار صدای پا میاد
آوازخون دربه در
انگار یه همصدا میخواد
ابر سیاه رفتنیه
خورشید دوباره درمیاد،
باغچه دوباره گل میده
از عاشقا خبر میاد.

شعر از ایرج جنتی عطایی است که بسیار زیبا سروده شده است

مطالب خواندنی و جالب

گالری عکس های دیدنی و جالب

Xبستن تبلیغ
بواسیر
Xبستن تبلیغ
آنلاین بازی کنید