شعر به كجا می روی ای زندانبان زیبا

شعر به كجا می روی ای زندانبان زیبا
با این كلید آغشته به خون
می روم تا زنی را كه دوست دارم رها كنم
اگر هنوز وقتی مانده باشد
زنی كه دربندش كرده ام
از روی مهر, بی رحمانه
در پنهان ترین هوسم
در ژرف ترین عذابم
در دروغ های آینده
در حماقت سوگندها
می خواهم رهایش كنم
می خواهم رها باشد
و حتا فراموشم كند
و حتا برود
و حتا برگردد
و دوباره دوستم بدارد
یا دیگری را دوست بدارد
اگر دیگری را بخواهد
و اگر تنها بمانم
و او رفته باشد
نگه خواهم داشت به تنهایی
نگه خواهم داشت تا ابد
در گودی دستانم
تا آخرین روز
نرمای سینه های شكل گرفته از عشقش را.

ژاک پره ور آن را سروده است

(ترجمه مریم رئیس دانا)

مطالب خواندنی و جالب

گالری عکس های دیدنی و جالب

Xبستن تبلیغ
بواسیر
Xبستن تبلیغ
آنلاین بازی کنید