اینستاگرام مجله تفریحی ایران ناز,اینستاگرام,اینستاگرام ایران ناز

وکیل ملکی، هزینه وکیل ملکی تهران

وکیل ملکی، هزینه وکیل ملکی تهران

دیالوگ های ماندگار و بسیار زیبای فیلم یک ذهن زیبا (A Beautiful Mind)

دیالوگ های ماندگار و بسیار زیبای فیلم یک ذهن زیبا (A Beautiful Mind)

دیالوگ های ماندگار و بسیار زیبای فیلم یک ذهن زیبا (A Beautiful Mind)

به گزراش ایران ناز فیلم یک ذهن زیبا از آثار ماندگار ژانر درام و زندگی نامه به کارگردانی ران هاوارد است که بر اساس زندگی واقعی جان نش، ریاضیدان برنده جایزه نوبل، ساخته شده.

 

این فیلم درباره فراز و نشیب های زندگی جان نش (راسل کرو) می باشد که اگرچه از ذهنی نابغه به خصوص در کشف رابطه بین اعداد و اشکال برخوردار است اما از نوعی بیماری ذهنی رنج می برد. یک ذهن زیبا داستان زندگی این ریاضیدان را از زمان فارغ التحصیلی تا دریافت جایزه نوبل روایت می کند.

 

جان نش: من امشب فقط به خاطر تو اینجام، تو تنها دلیلی بودن منی، تو همه دلایل منی، ممنونم

 

*****

 

جان نش: عادت کردم که اونا رو نادیده بگیرم و فکر می کنم که نتیجه این بوده که اونا هم یه جورایی دست از سرم برداشتن. به نظرم اونا مثل رویاها و کابوس های ما هستن مارتین، باید بهشون غذا بدیم تا زنده بمونن

 

*****

 

آلیشیا نش: جهان چقدر بزرگه؟
جان نش: بی نهایت …
آلیشیا نش: تو از کجا می دونی؟
جان نش: می دونم چون همه داده ها اینو می گن
آلیشیا نش: اما این مسئله هنوز اثبات نشده
جان نش: نه!
آلیشیا نش: تو خودت اونو ندیدی پس از کجا مطمئنی؟
جان نش: نمی دونم، فقط باورش دارم
آلیشیا نش: فکر کنم عشق هم همین طوره

 

*****

 

جان نش: شاید داشتن یه ذهن زیبا خوب باشه اما بهتر از اون کشف یه قلب زیباست

 

*****

 

دکتر روسن: تصور کن یکدفعه بفهمی آدم ها، مکان ها و لحظات مهم زندگیت نه از بین رفتن و نه مُردن … بلکه بدتر از اون، هرگز وجود نداشتن، چه جهنمی می شه؟

 

*****

 

چارلز: ریاضیات … ریاضیات هیچ وقت تو رو به حقیقت برتر نمی رسونه، می دونی چرا؟ چون خسته کنندس

 

*****

 

جان نش: تو یه بار گفتی که خدا باید یه نقاش باشه چون رنگ های زیادی به ما داده
آلیشیا نش: فکر نمی کردم گوش می کنی
جان نش: داشتم گوش می دادم

 

*****

 

هلینگر: ریاضیدان ها توی جنگ پیروز شدند، ریاضیدان ها کدهای ژاپنی رو شکستند و بمب اتمی ساختند، ریاضیدان هایی مثل تو!

 

*****

 

جان نش: من به شانس اعتقاد ندارم اما به ارزش دادن به چیزها معتقدم

 

*****

 

جان نش: این یه مشکله،فقط همین. مشکلیه که راه حل نداره و این کاریه که من انجام می دم، مسائل رو حل می کنم. این چیزیه که من توش بهترینم
دکتر روسن: این ریاضی نیست، تو نمی تونی فرمولی برای تغییر تجربه ای که از دنیا داری بدی
جان نش: تنها کاری که باید بکنم اینه که ذهنم رو به کار بگیرم

 

*****

 

جان نش: کلاس های درس ذهن تو رو کند می کنن، پتانسیل خلاقیت درست رو نابود می کنن

 

*****

 

جان نش: اونا گذشته من هستن، هر کسی با گذشته ش تسخیر می شه

 

*****

 

جان نش: فقط در معادلات اسرارآمیز عشقه که هر گونه منطق یا دلیلی پیدا می شه

 

*****

 

آلیشیا نش: مسئله ای که روی تخته نوشته بودید رو حل کردم
جان نش: نه حل نکردی!
آلیشیا نش: شما حتی بهش نگاه نکردین
جان نش: من هیچ وقت نگفتم میادین بردار ی توابع منطقی هستند. راه حل شما زیباست، اگرچه در نهایت اشتباهه

 

*****

 

آلیشیا نش: پروفسور نش می خواستم ببینم می تونیم با هم شام بخوریم؟
[جان نش مردد است]
آلیشیا نش: شما غذا که می خورید؟ درسته؟