شعر بسیار زیبای همیشه

شعر بسیار زیبای همیشه
عصر
چند عدد سار
دور شدند از مدار حافظه كاج‌.
نیكی جسمانی درخت بجا ماند.
عطف اشراق روی شانه من ریخت‌.

حرف بزن‌، ای زن شبانه موعود!
زیر همین شاخه های عاطفی باد
كودكی ام را به دست من بسپار.
در وسط این همیشه های سیاه
حرف بزن ، خواهر تكامل خوشرنگ‌!
خون مرا پر كن از ملایمت هوش .
نبض مرا روی زبری نفس عشق
فاش كن‌.

روی زمین های محض
راه برو تا صفای باغ اساطیر.
در لبه فرصت تلالو انگور
حرف بزن ، حوری تكلم بدوی !
حزن مرا در مصب دور عبادت
صاف كن‌.


در همه ماسه های شور كسالت
حنجره آب را رواج بده‌.
بعد
دیشب شیرین پلك را
روی چمن های بی تموج ادراك
پهن كن‌.

مطالب خواندنی و جالب

گالری عکس های دیدنی و جالب

Xبستن تبلیغ
بواسیر
Xبستن تبلیغ
آنلاین بازی کنید