
لازم نیست برای داشتن ارتباط خوب و قوی، جذاب ترین فرد باشید اما اگر دوستان یا خانواده تان از شما دوری می کنند ممکن است نشانه این باشد که باید روی مهارت های گفتگو و جملاتی که به زبان می آروید کار کنید.

باید بدانید که پیشرفت های کوچک تفاوت بزرگی در حفظ روابط نزدیک اعمم از عاشقانه یا دوستانه ایجاد می کنند.

اگر کسی وحشت زده و ترسیده گریه می کند یا اساسا به خاطر هر مسئله ای چه بزرگ و چه کوچک دچار فروپاشی عاطفی شده است.
گفتن “آرام باش” ممکن است مفید باشد اما درواقع بیشتر یک محرک است زیرا نه تنها احساس طرف مقابل را کوچک جلوه می دهد بلکه نشان می دهد که او بیش از حد واکنش نشان می دهد. این جمله اگر در یک مشاجره استفاده شود دیگران را به هم می ریزد.
چیزی که می توانید به جای آن بگویید این است: “من واقعا می فهمم پس بیا آرام تر پیش برویم. بگو چطور می توانم کمکت کنم؟”

اگر کسی با مشکلی پیش شما بیاید بدترین چیزی که احتمالا می توانید به او بگویید این است که بگویید “هرچی”. این جمله نه تنها بسیار بی ادبانه است بلکه تحقیرآمیز نیز است.
مثل یک سیلی به صورت طرف مقابل است که به او می گوید برای شما مهم نیست او چه فکری می کند یا چه شرایطی را تجربه می کند. خیلی بهتر و مودبانه تر است که به حرف طرف مقابل گوش دهید و سپس تصمیم بگیرید.
مثلا اگر کسی درمورد اینکه برای شام چه چیزی سفارش دهد یا چه چیزی درست کند یا چه لباسی بپوشد نظری خواست، لطفا مودبانه سردرگمی خود را بیان کنید. مثلا “راستش را بخواهید من هم به اندازه شما گیج شده ام.”

این موضوع دو جنبه دارد. یکی اینکه طرف مقابل سعی می کند با تحریف گفته های شما برای تطبیق با حرف های خودش و نشان دادن حق به جانب بودنش، در بحث پیروز شود. اگر این اتفاق بیفتد او دارد شما را کنار می گذارد نه شما.
اما اگر این اتفاق بیشتر اوقات می افتد ممکن است مهارت های ارتباطی شما کمی ضعیف باشد. اگر دائما این را بگویید ممکن است نشان دهد حالت تدافعی دارید و از این عبارت بیشتر به عنوان “اصطلاح” استفاده می کنید.
اگر این اتفاق بیفتد بهتر است بگویید: “بگذارید منظورم را توضیح دهم چون اشتباه کردم.”

گفتن این که کسی “بیش از حد حساس” است نه تنها احساسات و وضعیت روحی او را کم اهمیت جلوه می دهد بلکه به فردی که این را می گوید کمک می کند تا از مسئولیت آسیب رساندن به دیگران فرار کند.
گفتن این جمله به این معنی است که شما نامهربان بوده اید اما نمی خواهید آن را بپذیرید. برای ایجاد ارتباطات قوی، همدلی یک امر ساده و بدیهی است بنابراین می توانید بدون بی احترامی یا نادیده گرفتن احساسات و مرزهای کسی، اختلاف نظر را قبول کنید.

خودِ واقعی تان بودن به نظر نوعی خودآگاهی است اما استفاده از عبارت “من همینم که هستم” بیشتر بهانه ای برای بی ادبی، رک گویی و انتقاد است. این یعنی شما می دانید که ممکن است اشتباه کنید اما انگیزه ای برای تغییر رفتار یا مهار زبان یا رفتار تند خود ندارید.

اگر کسی احساس کند یا فکر کند که هر اتفاقی که افتاده یا می افتد “تقصیر او نیست” و همیشه یک مقصر برای سرزنش کردنش وجود دارد او درحال مظلوم نمایی کردن است.
انجام این کار یک یا دو بار ممکن است باعث همدردی دیگران شود اما تکرار آن باعث می شود افراد از شما دور شوند و شما را به عنوان یک قربانی دائمی بشناسند. پذیرفتن اشتباهاتتان راه بسیار بهتری برای برخورد با مردم است و شما را به یک ارتباط برقرار کننده بهتر تبدیل می کند.

بسیاری از ما سعی می کنیم با طنز، تنش را کم کنیم یا یخ رابطه را بشکنیم. اما تا زمانی که طنز عمومی باشد و تمسخر یک شخص یا احساس یا حتی یک موقعیت در کار نباشد، خنده دار و باحال است. درغیر اینصورت فقط یک شوخی نیست.
آسیب رساندن و اذیت کردن کسی در قالب طنز باعث می شود طرف مقابل احساس بدی داشته باشد.

همه ما شخصیت های اصلی زندگی خودمان هستیم با این اوصاف، صحبت کردن مداوم درمورد خودتان در میان تعدادی از افراد یا حتی در یک گفتگوی خصوصی، راه خوبی برای محبوب شدن نیست.
این کار نشان دهنده خودشیفتگی است و به طرف مقابل نشان می دهد که تنها چیزی که به آن علاقه دارید، خودتان است. همه ما دوست داریم که به حرف هایمان گوش داده شود بنابراین بخش “گوش دادن” است که باید در آن بهتر باشیم.

اگر کسی برای گرفتن وقتتان به شما مراجعه می کند و شما به او می گویید که سرتان شلوغ است یا برای او وقت ندارید ممکن است درست باشد اما با این جملات به او می گویید که اولویت شما نیست و احساسات و نیازهایش برایتان ناخوشایند است.
بنابراین اگر دفعه بعد این مورد برایتان پیش آمد بگویید “من الان واقعا سرم شلوغ است. می توانیم این کار را عصر انجام دهیم؟” این جمله کمبود وقت شما را نشان می دهد اما به طرف مقابل هم نشان می دهد که او برای شما مهم است.

مواقعی وجود خواهد داشت که 100% حق با شماست. تمام تجربیات و هشدارهای شما نادیده گرفته می شود اما این بدان معنا نیست که باید آنها را سرزنش کنید. گفتن اینکه “من به شما گفتم” به طرف مقابل این پیام را می دهد که می خواهید آنها را خجالت زده کنید.
همچنین ممکن است دفعه بعد آنها را از مشورت کردن با شما منصرف کنند. بنابراین بهتر است از آنها بپرسید که آیا از اشتباهاتتان درس گرفته اید و آیا چیزی هست که احساس کنند می توانید به آنها کمک کنید.

حتی اگر در زندگی تان با کسی مشکل موجهی دارید، شروع صحبتتان با “تو هیچ وقت” یا “تو همیشه” اساسا باعث قضاوت کلی درمورد رفتار او می شود. این کار حتی ممکن است او را ساکت کند زیرا “همیشه” و “هرگز” کلمات افراطی هستند و برای مکالمات نتیجه معکوس می دهند.
جملات ملایم تر را امتحان کنید. مانند “اخیرا متوجه شده ام” یا حتی “انگار این اتفاق چند بار افتاده است”. این کار درهای گفتگو را باز می کند تا بدون تعمیم کلی رفتار شخص مقابل، بیشتر درمورد آنچه احساس می کنید صحبت کنید.