داستان پندآموز زندگی همچنان ادامه داره

داستان پندآموز زندگی همچنان ادامه داره

آری درست است زندگی همچنان ادامه دارد البته برای ادامه زندگی باید امید داشت.رفتم نشستم کنارش گفتم : برای چی نمیری گُلات رو بفروشی ؟گفت : بفروشم که چی ؟ تا ديروز می فروختم که با پولش آبجی مو ببرم دکتر دیشب حالش بد شد

 

و مُرد.با گریه گفت : تو می خواستی گُل بخری ؟گفتم : بخرم که چی ؟تا دیروز می خریدم برای عشقم امروز فهمیدم باید فراموشش کنم…!اشکاشو که پاک کرد، یه گُل بهم داد گفت: بگیر باید از نو شروع کردتو بدون عشقت ، من بدون خواهرم…