خواستگاری عجیب که جیب مادر زن را زد

خواستگاری عجیب که جیب مادر زن را زد
خراسان:دخترجوان افزود: در ایستگاه موردنظر از اتوبوس پیاده شدم اما در حالی که به سمت خانه در حرکت بودم فهمیدم آن پسر جوان تعقیبم می کند.
 
او در کوچه ای خلوت صدایم زد و با پرسیدن سوالی در مورد نشانی یک خیابان سر صحبت را باز کرد.پسرجوان سپس شماره تلفن همراهش را روی تکه کاغذی نوشت و آن را به دستم داد. من فردای آن روز نیز او را نزدیک خانه مان دیدم و دوباره با هم صحبت کردیم. نمی دانم با کدام عقل به این پسر جوان زنگ زدم و با هم ارتباط تلفنی برقرار کردیم. «پیمان» با حرف های احساسی اش مرا شیفته خود کرد.
 
چند ماه گذشت و یک روز مادرم که متوجه تغییر حرکات و رفتارم شده بود، پرسید مشکلی داری یا اتفاقی افتاده؟ که گفتم به پسری جوان علاقه مند شده ام. مادرم تاکید کرد که در حال حاضر در این باره چیزی به پدرم نگوییم. اما او مشتاق بود پیمان را ملاقات کندمن به پیشنهاد مادرم یک روز که پدرم و برادرم به شهرستان رفته بودند، پسر مورد علاقه ام را به خانه مان دعوت کردم، ولی مادرم مرا به داخل آشپزخانه صدا زد و گفت:
 
این پسر نمی تواند همسر مناسبی برای آینده ات باشد و فکر نمی کردم این قدر بی سلیقه باشی، هر چه زودتر او را دست به سر کن برود. من به داخل اتاق پذیرایی برگشتم و پس از آن که پیمان یک لیوان شربت خورد از او خواستم که برود.
دختر جوان گفت: پیمان رفت و هنوز چند دقیقه نگذشته بود که فهمیدم این پسر حقه باز مبلغ ۳۰۰ هزار تومان وجه نقد و طلاجات مادرم را از داخل کشوی میز سرقت کرده است.پلیس وی رادستگیر کرد ومشخص شد او سابقه چندین فقره سرقت رابا همین ترفند داشته است.

مطالب خواندنی و جالب

گالری عکس های دیدنی و جالب

Xبستن تبلیغ
بواسیر
Xبستن تبلیغ
آنلاین بازی کنید