شعر زیبای رازقی پرپر شد

باغ در چِله نشست
تو به خاک افتادی
کمر عشق شکست
ما نشستیم و تماشا کردیم
تو به خاک افتادی
کمر عشق شکست
ما نشستیم و تماشا کردیم
دلم میخواد گریه کنم
برای قتل عام گل
برای مرگ رازقی
دلم میخواد گریه کنم
برای نابودی عشق
واسه زوال عاشقی
وقتی که قلبا و گلا
شکسته و پرپر شدند
وقتی که باغچه های عشق
سوختند و خاکستر شدند
من و تو از گل کاغذی
باغچه ای داشتیم توی خواب
با خشتای مقوایی
خونه میساختیم روی آب
اری خانه ای ساکت و آرام



















































