به اضطراب خود حمله کنید

استفاده از پارادوکسها: دکتر ویکتور فرانکل در یکی از کتابهای روانشناسی خود مینویسد: «پسربچهای که لکنت زبان داشت در حال دزدی از مغازهای بود که مغازهدار او را دید و دستگیرش کرد. پسربچه با خودش فکر کرد چون من لکنت زبان دارم، احتمالا مغازهدار دلاش برای من میسوزد و آزادم میکند. پس شروع کرد به خواهش و تمنا اما در کمال ناباوری همه جملات کاملا سلیس و روان ادا میشدند و هر چهقدر پسربچه سعی میکرد،
جادوی کلمات: همیشه با صدای بلند به خودتان بگویید فردی قوی هستید و از زندگی لذت میبرید. عادت نکنید در هر جمعی فقط از احساسات بد و منفیتان صحبت کنید؛ چون همینها ناخودآگاه در مغز شما جای میگیرند و باعث بروز احساسات منفی میشوند.
مواجهه با استرس: شروع حمله اضطرابی را در خودتان بشناسید و خودتان را در معرض آن قرار دهید. این کار در ابتدا باعث افزایش ترس و اضطراب میشود اما نهایتا اثر بسیار خوبی دارد. کمکم عوامل استرسزا برای شما عادی میشوند و روش برخورد با آنها را یاد میگیرید.
نگران نباشید: اضطراب به هر حال احساسی گذراست. قبول کنید که شما فرد مضطربی هستید و اجازه بدهید بقیه زندگی مسیر خودش را طی کند. به خودتان بگویید: «مهم نیست که الان مضطرب هستم چون این بار هم مثل دفعات قبل میگذرد.»


















































