بیست گام برای داشتن حافظه ای نیرومند

این پیوند یا اتصال معانی، ممکن است آگاهانه و در اختیار یا نیمه هشیارانه و نیمه آگاهانه باشد. تداعی معانی نیمه آگاهانه، یعنی همان تداعیهای ناخودآگاهی که در ذهن شما میان کلمات یا حرکات یا تصاویر خاصی با یک خاطره یا معانی دیگر شکل میگیرد.
اما تداعی معانی آگاهانه که کاملا در کنترل اراده و خواست ماست، همان نیروی اتصالی است که حافظه ما را بیدار و تربیت میکند؛ پس ارتباط میان معانی برقرار کنید تا حافظهای نیرومند بدست آورید. مثلاً فرض کنید که میخواهید معنای کلمه انگلیسی New را به خاطر بسپارید؛ شما در ذهن خود با تکرار کلمه «نیو»، به یاد کلمه نو میافتید. نو و تازه، معنای کاملاً نزدیک به جدید، یعنی کلمه Newدارد. سپس شما با نام نیو به یاد نو ودر نتیجه به یاد جدید و تازه میافتید.
یکی از روان شناسان متخصص حافظه میگوید: نیروی حافظه، بستگی زیادی به علاقه دارد. او هر روز صبح از کارهایی که میخواهد انجام دهد، فهرستی ذهنی تهیه میکند و میگوید نکته مهم این است که اتصالهای یاد آورنده ذهنی، مارا مجبور کنند در لحظه مناسب، به آن چیزها علاقهمند شویم.
به عبارت سادهتر، تداعی، باعث ایجاد علاقه میشود.
برای به خاطر آوردن هر چیز جدید، آن چیز باید با چیز دیگری مربوط شود که از قبل آن را میشناسیم یا آن را به راحتی به خاطر میآوریم.
چرا ما به سادگی نقشه ایتالیا را به خاطر میآوریم؛ اما به دشواری میتوانیم شکل سرزمینهای آلمان یا فنلاند را به یاد آوریم؟ زیرا معلم از کودکی به ما آموخت که ایتالیا شبیه یک چکمه است؛ یعنی شکلی که ما از قبل آن را میشناختیم.
از قدرت تصویر ذهنی خود بیشتر استفاده کنید! متخصصان فن حافظه میگویند: هر چه به تصویر درآید، به سادگی به خاطر سپرده میشود.
ارسطو در یکی از کتابهایش میگوید: «برای فکر کردن، ما باید با تصویرهایی گفتوگو کنیم که آنها را در ذهن خود میبینیم. فرض کنید من به شما میگویم که به صندلی فکر کنید. شما در ذهن خود چه چیزی را میبینید؟ بدون شک، اولین تصویری که در ذهن شما ساخته میشود، یک صندلی است.
شما میتوانید با پیوند دادن بعضی معانی به بعضی تصاویر قرینه و نزدیک به آن، به حافظه خود در یاد آوری آن معنا کمک کنید؛ مثلاً یادگیری یک مطلب علمی در کلاس درس با حادثهای که همان زمان موجب جلب توجه شما شده است، عجین میگردد و به محض یاد آوری تصویر آن حادثه یا جریان، آن مطلب علمی نیز در ذهن شما حضور مییابد. بسیاری از این تصاویر جالب را میتوان به صورت خودآگاه و عامدانه به وجود آورد.
نتیجه میگیریم که بهتر است مفاهیم مبهم و مشکل را به اجزای ساده و قابل فهم تبدیل کنیم و یا تصویر ذهنی ملموسی از آنها بسازیم تا سادهتر در ذهن باقی بمانند و یاد آوری آنها آسانتر گردد.
ما میتوانیم با ایجاد پیوندهای ذهنی میان اشیا و کلمات، آنها را غیرمعمولی، تمسخرآمیز یا غیر ممکن سازیم تا مثل چسب به هم محکم شوند و در ذهن بمانند.
برای تصویرسازی از کلمات مبهم، از نیروی تخیل و ابتکار خود بهره بگیرید. یک ذره تخیل به اضافه مقداری ابتکاری، به شما امکان میدهد تا هر چیزی را تصویری کنید. تخیل میتواند بسیار مهمتر و مفیدتر از اطلاعات باشد. اگر شما تخیل نداشته باشید تا از اطلاعات خود استفاده کنید فایده ذهن و مغز چیست؟
مثلاً برای به خاطر آوردن سورهای از قرآن کریم که سجده واجب دارند، این گونه خیالپردازی کنید: شبی در حالی که ستاره در آسمان میدرخشید، پدرم را دیدم که در حال سجده، سوره فصلت را قرائت میکرد. نام چهار سوره مذکور، در این داستان آمده است: نجم (ستاره)، سجده، فصلت و اقرأ یا علق(قرائت).
تنها قاعده برای مشاهده کردن خوب و حساس، دقت و توجه است. شما با تمرین آگاهانه یا نا آگاهانه، میتوانید درست مشاهده کردن را به صورت یک قاعده در آورید و آن گاه که بر اثر کسب این مهارت، از هر معنایی یک تصویر ذهنی دقیق و روشن و همراه با جزئیات در ذهن شما تشکیل شد، متوجه خواهید شد که چقدر در به خاطر آوردن آن توانا هستید و چه حافظه نیرومندی پیدا کردهاید.
اطلاعات به هم متصل شدهای که شما زیاد استفاده میکنید و در مدت کوتاهی به معلومات شما تبدیل میشوند، فقط به این دلیل است که مورد استفاده قرار گرفتهاند. حال با اطلاعاتی که به طور مرتب مورد استفاده ما نیستند، چه کار کنیم؟ اصلاً نگران نباشید! فقط کافی است چند وقت یک بار آنها را در ذهن مرور کنید. در این صورت، وقتی که به آنها نیاز دارید، آن اطلاعات به یاد شما میآیند. این کاربرد مرتب است که بر چگونگی نگه داری اطلاعات در ذهن، نظارت میکند.
برای حل مشکل فراموشکاری، باید مطمئن باشید که در لحظهای که دارید آن کارهای معین را انجام میدهید، ذهن شما حاضر است و غایب نیست. وقتی شما بدون تفکر درباره عملی، آن را نا خود آگاه انجام میدهید، در واقع آن را در ذهن خود ثبت نمیکنید؛ پس در آینده نیز چیزی را به خاطر نمیآورید. راه حل آن است که آگاهانه عمل کنید و اطمینان حاصل کنید که به اندازه کافی توجه و حضور ذهن دارید.
خواندن مؤثر، یعنی تلاش برای تبدیل واژهها به اندیشهها، افکار و پاسخها.
خواندن مؤثر، چیزی بیشتر از شناخت و درک مفهوم ساده کلمات است. خواندن انفعالی و مکانیکی، باید به خواندن فعال و تهاجمی تبدیل شود. خواندن شما وقتی فعال است که با تلاش، کلمات را ذره ذره و بخش به بخش هضم کنید و از آنها اندیشه بسازید؛ اندیشه هایی مفید، مؤثر و حیاتی. این گونه خواندن، وقت بیشتری میبرد، اما شما را از زحمت چندین بار خواندن خلاص میکند.
اولین قانون در خواندن مؤثر آن است که اندیشه اصلی مطلب را استخراج کنید و حول محور آن با ذهن خود کار نمایید.
شما چگونه میتوانید تمام توجه و دقت خود را به طور کامل به یک موضوع اختصاص دهید؟ برای رسیدن به این هدف، باید قانون اصلی تمرکز را به کار ببرید؛ خود را درگیر کنید.
چگونه خود را درگیر کنید؟ جواب مهم و طلایی ما این است: سؤال کنید؛ شما با سؤال کردن، شروع به فکر کردن میکنید. وقتی مطالب را با هدف یافتن پاسخهای معین برای پرسشهای معین بخوانید، این امر حافظه شما را در یادگیری مطالب تقویت میکند.
فهمیدن این که چه مطالبی را فراموش میکنید، از آن جهت مفید است که میتوانید برای فراموش نکردن آنها بیشتر تمرکز ایجاد کنید.
مشکل اساسی آن است که ندانید چه مطالبی را فراموش میکنید.
این روش فایده بزرگ دیگری هم دارد. شما وقتی فهرستی از فراموش کاریهای خود تهیه میکنید، خود را هم متقاعد میسازید که حافظه شما چندان هم خراب نیست و فقط در موارد محدودی که فهرست آن را در اختیار دارید، دچار مشکل هستید و تازه میفهمید که بسیاری از موارد هم راه حل هایی بسیار ساده و آسان دارند و در واقع شما از دو جهت مشکل خود را کوچکتر میکنید.
فرقی نمیکند که چه کسی آن سؤالات را از شما میپرسد؛ خود شما خوب میفهمید که چه وقت خوب و کامل پاسخ دادهاید و چه وقت پاسخ را از خود ساختهاید؛ پس خود را فریب ندهید.
وقتی بدانید چه مطالبی را فراموش کردهاید، به راحتی میتوانید در جهت حفظ آن اقدام کنید. هر چه بیشتر مطلب مهم را فراموش کرده باشید، کمتر احتمال دارد که مجدداً آنها را فراموش کنید. این را بدانید که به خاطر سپردن مطلبی به دفعات در حافظه، مؤثرتر است از این که آن مطلب یک بار و در موقعیتی خاص در ذهن شما جای گرفته باشد.
همیشه از خود بپرسید که آیا لازم است این مطلب را به خاطر بسپارم یا اگر بتوانم در مواقع لزوم از آن استفاده کنم، کافی است؟
به عقیده ملاصدرا، هر چه مشغلههای فکری و تعلقات دنیایی و افکار حاشیهای از ذهن آدمی دور شود، قدرت تمرکز بر مطالب خاص و توانایی به حافظه سپاری آن چه شایسته و ارزشمند است، بیشتر میشود.
ـ پرخوری نوعی حماقت را به همراه میآورد و قوای عقلی را ضعیف میکند و کم خوری یکی از راههای زیاد شدن حافظه است.
ـ مسواک زدن منظم، حافظه را زیاد میکند و بی توجهی نسبت به بهداشت دهان و دندان، موجب بروز حالات و امراضی میگردد که فراموشی و کند ذهنی ایجاد مینماید.
ـ شستوشوی بینی یا استنشاق آب، یکی از راههای تقویت و گشایش حافظه است. بدیهی است که اصلاح وضعیت تنفسی و رسیدن اکسیژن کافی به مغز، قدرت قوای ذهنی را افزایش میدهد.
ـ حجامت در محل متعارف آن یعنی میان دو کتف، یکی از عوامل افزایش حافظه است و علاوه برآن، بر عقل نیز میافزاید. جالب است که میان افزایش تحرک و قدرت جابه جایی اجزای خون که با حجامت و فصد حاصل میگردد با خون رسانی صحیح و آسان به کوچکترین عروق مغزی، رابطه نزدیکی وجود دارد.
ـ خواب کوتاه قبل از نهار (قیلوله) از عوامل تقویت حافظه و ترک آن از عوامل فراموشی شمرده شده است.
ـ مویز، کندر، سیب، انار، به، سرکه، بادام و پسته، پیاز و سیر، شیر گوسفند و فلفل سیاه برای تقویت حافظه، مفید هستند.
نتیجه
چیزی به نام حافظه ضعیف وجود ندارد. حافظهها دو نوعند؛ تربیت شده و تربیت نشده. فقط باید بدانیم که ما کدام یک از این دو نوع حافظه را داریم و در صورت نیاز برای تربیت و پرورش حافظه خود اقدام اساسی کنیم. روشهای تقویت حافظه فراوانند و شاید بسیاری از آنها از حوصله این بحث خارج باشد و شاید هم اغلب راهکارها به تمرین و ممارست ختم شود که کاری عملی است و نه تئوری.
آن چه ما قصد بیان آن را داریم تلنگری به ذهنهای تسلیم شدهای است که گمان میکنند هرگز نخواهند توانست طلسم فراموش کاری خود را بشکنند. آنها باید بدانند که برای داشتن یک حافظه قوی و نیرومند، لازم است زحمت بکشند و با روشهای علمی و مجرب، از سرمایه وجودی خود استفاده کنند.
به قول نیکلاس راو: «حافظه، گنجینهای است که اگر میخواهیم از آن به قدر نیاز یاری بگیریم، باید به آن بها بدهیم و برایش سرمایه گذاری کنیم.»



















































