این مرد باید 1میلیار برای صورتش خرج کند (عکس)

اینبار اما به سوژه ای متفاوت بر خوردیم. مردی که 9 سال قبل از طرف یک ناشناس مورد اسید پاشی قرار گرفت و زندگی اش سیاه شد. داوود روشنایی امروز تقریبا بدون داشتن صورتش زندگی می کند. چهره او به طور کامل از بین رفته، یک چشممش تخلیه شده و چشم دیگرش هم 20 درصد میبیند. دکترها به او گفته اند تا وقتی که میبیند خوشحال باشد.
این مرد قرار بود در دولت دهم به صورت رایگان درمان شود اما در کل حدود 5 میلیون به وی کمک شد و نامه ای به دستش دادند خطاب به تمامی بیمارستان های دولتی که تمامی جراحی های وی در داخل کشور مجانی صورت بگیرد، اما آن نامه فاقد ارزش بود و در هیچ بیمارستانی آن را قبول نکردند. هزینه جراحی پلاستیک و ترمیم بافت های سوخته سر و بدن روشنایی حدود یک میلیارد هزینه خواهد داشت. تا کنون NGO و مراکز خیریه زیادی برای کمک به او داوطلب شدند اما همه آنها با دیدن هزینه های سرسام آور درمانش خیلی زود میدان را خالی کردند.
روشنایی پیش تر در گفتگو با یکی از رسانه ها گفته بود: من چون آقا هستم مانند زنان برای رسانه ها جذاب نبودم، قرار بود در روزنامه ها گزارشی از من تهیه شود و شماره حسابم را بنویسند که نشد، چندی پیش هم یک خانم که میگفت خبرنگار یک شبکه فارسی زبان خبری در خارج است به من اصرار کرد بیا با ما مصاحبه کن، اوضاعت بهتر میشود، شخص دیگری را مثال زد و گفت از وقتی با ما مصاحبه کرده است، خرج عملش را دولت داده، به او خانه داده شده و به دلار به او پول برای عمل در خارج از کشور داده شده است. اما من به او اعتماد نکردم. 9 سال است از این اتفاق گذشته، من فقط چند ماه بعد از آمنه بهرامی مورد حمله با اسید قرار گرفتم اما حکم فرد خاطی برخلاف آن پرونده اجرا نشده است، خانواده مهاجم بارها به من گفته اند که خانواده با نفوذی هستند و اجازه نمیدهند حکم اجرا شود.
وی همچنین اظهار داشت: قبل از این اتفاق من شغل داشتم و مشکل سربازیم برطرف شده بود. میخواستم پول جمع کنم، ازدواج کنم. اما در این مدت کاملا خانه نشین شده ام در 9 سال غیر از زمان دادگاه از خانه بیرون نرفته ام. توان انجام هیچ کاری را هم ندارم. از صبح تا شب در خانه مینشینم تا زمان بگذرد و منتظرم تا حکم مهاجمم اجرا شود همین. از خانه بیرون نمیروم چون سنگینی نگاه مردم را حتی با بیست درصد بینایی حس میکنم، صدای حرفهایی که میزنند، آه هایی که میکشند را میشنوم به همین خاطر از خانه ام خارج نمیشوم، مردم نمیتوانند درک کنند با همین «آه» ساده چه آسیب روحی فراوانی به من وارد میکنند.
این قربانی اسید پاشی در پان گفت: بدترین چیزی که در این نه سال شنیدم، متاسفانه از زبان یک پرستار بود، وقتی همان اوایل برای عوض کردن پانسمان به بیمارستان رفته بودم وقتی پرستار باند صورتم را باز کرد خیلی بیخیال به همکار دیگرش که کناری ایستاده بود گفت ببین صورتش چه «ماست خیاری» شده! به خاطر اسید صورت من تکه تکه شده و باقی جاها صاف است او آن را با تکه های خیار توی ماست مقایسه کرد، این جمله در ذهنم همیشه رژه میرود. افرادی که با اسید به دیگران حمله میکنند بسیار باهوشند، چون قربانی خود را نمیکشند، صورت طرف را میگیرند. یعنی هویتش را از او میگیرند، او را یک بار نمیکشد، هر روز میکشند و خودش هم با دادن دیه و چند سال زندان آزاد میشود.




















































