شعر زیبای تا گل هیچ

شعر زیبای تا گل هیچ
می رفتیم‌، و درختان چه بلند ، و تماشا چه سیاه !
راهی بود از ما تا گل هیچ .

مرگی در دامنه ها ، ابری سر كوه ، مرغان لب زیست‌.
می خواندیم: «بی تو دری بودم به برون‌، و نگاهی به كران‌،
و صدایی به كویر.»
می رفتیم‌، خاك از ما می ترسید، و زمان بر سر ما
می بارید.


خندیدیم‌: ورطه پرید از خواب ، و نهان ها آوایی افشاندند.
ما خاموش ، و بیابان نگران‌، و افق یك رشته نگاه‌.
بنشستیم‌، تو چشمت پر دور، من دستم پر تنهایی‌، و زمین ها
پر خواب‌.
خوابیدیم‌. می گویند: دستی در خوابی گل می چید.

مطالب خواندنی و جالب

گالری عکس های دیدنی و جالب

Xبستن تبلیغ
بواسیر
Xبستن تبلیغ
آنلاین بازی کنید